محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۰۷ - کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۴۱ - به شاهد لغت لنجه، بمعنی رفتار بناز لیکن جاهلانه
کفش صندوق محنت و . . . زنش باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۶۱ - گلستان جای تو ای نازنیننم
گلستان جای تو ای نازنیننم نوعی خبوشانی : مثنوی سوز و گداز
بخش ۴ - صفت شب و سبب آغاز این خجسته داستان
شبی رو از گلاب صبح شسته ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شماره ٣ - وز آنجا سوی اطفالم گذر کن
وز آنجا سوی اطفالم گذر کن سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۶ - جرعهای می نخورده از دستش
جرعهای می نخورده از دستش اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۳۴ - تاریخ وفات لطف الله فخار
صد دریغ از خواجه لطف الله فخار آنکه بود عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۱۸ - فصل چهارم: در اخلاق ایشان
بدان که متصوفه پیوسته بر مکاره صبور باشند و اظهار جزع نکنند و آن صبر است، و صبر از کمال ایمان باشد. عطار نیشابوری : باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق
شماره ۱۰ - جانا ز رهت نصیب من گردی نیست
جانا ز رهت نصیب من گردی نیست طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۱ - نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۰ - تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا زرتشت : وندیدا
فرگرد بیستم
1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپند ترین مینو ! ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! چه کسی بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فرّ ه مند ، رویین تن و پیشداد ؟ چه کسی بود که بیماری را به بیماری باز گرداند؟ چه کسی بود که مرگ را به مرگ باز گرداند ؟ چه کسی بود که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : ثریت بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فره مند ، رویین تن ، و پیشداد که بیماری را به بیماری باز گرداند ، که مرگ به مرگ باز گرداند ، که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند . 3 او بود که به جست و جوی داروها و شیوه های درمان برآمد و امشاسپند ( شهریور ) برای پایداری در برابر بیماری در برابر مرگ ، در برابر درد و تب ، در برابر ناخوشی و پوسیدگی و گندیدگی ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ داروها و شیوه های درمان را بدو بخشید و آموخت . . . 4 . . . ومن ـ که اهوره مزدایم ـ گیاهان دارویی را ـ که صدها و هزارها و ده هزار ها ، گرداگرد درخت گوکرن روییده است ـ بدو فرو فرستادیم . 5 همه ی این گیاهان دارویی را با بزرگداشت و آفرین و نیایش برای درمان تن مردمان فرا می خوانیم . . . 6 . . . پایداری در برابر بیماری ، مرگ ، درد ، تب ، سر درد ، تب لرزه ، بیماری ، ( اژن) ؟ ، بیماری ( اژهو ) ؟ ، خوره ، مارگزیدگی ، بیماری ( دروک ) ؟ ، بیماری همه گیر ، بد چشمی ، پوسیدگی و گندیدگی را که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید . 7 من می گویم : ای بیماری دور شو . من می گویم : ای مرگ دور شو . من می گویم : ای درد دور شو . من می گویم : ای تب دور شو . من می گویم : ای ناخوشی دور شو . 8 به نیروی گیاهان دارویی ( دروج ) را فرو می کوبیم . به نیروی آن ها می توان دروج را فرو کوفت . ای اهوره ! آنها می توانند ما را نیرو و توان بخشند . 9 من بیماری را دور می رانم . من مرگ را دور می رانم . من تب را دور می رانم . من پوسیدگی و گندیدگی را ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ دور می رانم . 10 من همه گونه های بیماریها و مرگها را دور می رانم . من همه ی جادوان و پیران و همه ی ( جینی ) های تبهکار را دور می رانم . 11 بشود که ( ایریمن ) گرامی بدین جا آید ، شادمانی مردان و زنان زرتشتی را ؛ شادمانی اشون را با پادشاهی سزاوار که پیروی از دین اهورایی پدید آورد ؛ با بخشش پسندیده اشه که اهوره مزدا ارزانی داد . 12 بشود که ایریمن گرامی همه گونه های بیماری ها و مرگ ها را ، همه ی جادوان و پریان را و همه ی جینی های تبهکار را فرو کوبد . 13-14 ............................................................................................................................................................................................................................................................................( بندهای 19 و 20 و 21 فر 8) امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۱۷ - ای خسته ز تو روان مردم
ای خسته ز تو روان مردم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۴۵ - چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم
چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۴ - گرم زمانه دهد از بلای عشق نجات
گرم زمانه دهد از بلای عشق نجات عمعق بخاری : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - در مدح شمس الملک
رسول بخت بمن بنده دوش داد پیام فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۶ - آن مه که به لب چشمة کوثر دارد
آن مه که به لب چشمة کوثر دارد اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۸ - تاریخ وفات
اجل بحکم الهی چو کوس رحلت زد اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۵ - چون آتش شهوت آبرویت را برد
چون آتش شهوت آبرویت را برد کمال خجندی : مقطعات
شماره ۸۹ - حسام کچل را یکی پیر راه
حسام کچل را یکی پیر راه
غزل ۲۰۷ - کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۴۱ - به شاهد لغت لنجه، بمعنی رفتار بناز لیکن جاهلانه
کفش صندوق محنت و . . . زنش باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۶۱ - گلستان جای تو ای نازنیننم
گلستان جای تو ای نازنیننم نوعی خبوشانی : مثنوی سوز و گداز
بخش ۴ - صفت شب و سبب آغاز این خجسته داستان
شبی رو از گلاب صبح شسته ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شماره ٣ - وز آنجا سوی اطفالم گذر کن
وز آنجا سوی اطفالم گذر کن سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۶ - جرعهای می نخورده از دستش
جرعهای می نخورده از دستش اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۳۴ - تاریخ وفات لطف الله فخار
صد دریغ از خواجه لطف الله فخار آنکه بود عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۱۸ - فصل چهارم: در اخلاق ایشان
بدان که متصوفه پیوسته بر مکاره صبور باشند و اظهار جزع نکنند و آن صبر است، و صبر از کمال ایمان باشد. عطار نیشابوری : باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق
شماره ۱۰ - جانا ز رهت نصیب من گردی نیست
جانا ز رهت نصیب من گردی نیست طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۱ - نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را
نباشد التفاتی با من اکنون تیغ قاتل را امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۰ - تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا زرتشت : وندیدا
فرگرد بیستم
1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپند ترین مینو ! ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! چه کسی بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فرّ ه مند ، رویین تن و پیشداد ؟ چه کسی بود که بیماری را به بیماری باز گرداند؟ چه کسی بود که مرگ را به مرگ باز گرداند ؟ چه کسی بود که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : ثریت بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فره مند ، رویین تن ، و پیشداد که بیماری را به بیماری باز گرداند ، که مرگ به مرگ باز گرداند ، که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند . 3 او بود که به جست و جوی داروها و شیوه های درمان برآمد و امشاسپند ( شهریور ) برای پایداری در برابر بیماری در برابر مرگ ، در برابر درد و تب ، در برابر ناخوشی و پوسیدگی و گندیدگی ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ داروها و شیوه های درمان را بدو بخشید و آموخت . . . 4 . . . ومن ـ که اهوره مزدایم ـ گیاهان دارویی را ـ که صدها و هزارها و ده هزار ها ، گرداگرد درخت گوکرن روییده است ـ بدو فرو فرستادیم . 5 همه ی این گیاهان دارویی را با بزرگداشت و آفرین و نیایش برای درمان تن مردمان فرا می خوانیم . . . 6 . . . پایداری در برابر بیماری ، مرگ ، درد ، تب ، سر درد ، تب لرزه ، بیماری ، ( اژن) ؟ ، بیماری ( اژهو ) ؟ ، خوره ، مارگزیدگی ، بیماری ( دروک ) ؟ ، بیماری همه گیر ، بد چشمی ، پوسیدگی و گندیدگی را که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید . 7 من می گویم : ای بیماری دور شو . من می گویم : ای مرگ دور شو . من می گویم : ای درد دور شو . من می گویم : ای تب دور شو . من می گویم : ای ناخوشی دور شو . 8 به نیروی گیاهان دارویی ( دروج ) را فرو می کوبیم . به نیروی آن ها می توان دروج را فرو کوفت . ای اهوره ! آنها می توانند ما را نیرو و توان بخشند . 9 من بیماری را دور می رانم . من مرگ را دور می رانم . من تب را دور می رانم . من پوسیدگی و گندیدگی را ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ دور می رانم . 10 من همه گونه های بیماریها و مرگها را دور می رانم . من همه ی جادوان و پیران و همه ی ( جینی ) های تبهکار را دور می رانم . 11 بشود که ( ایریمن ) گرامی بدین جا آید ، شادمانی مردان و زنان زرتشتی را ؛ شادمانی اشون را با پادشاهی سزاوار که پیروی از دین اهورایی پدید آورد ؛ با بخشش پسندیده اشه که اهوره مزدا ارزانی داد . 12 بشود که ایریمن گرامی همه گونه های بیماری ها و مرگ ها را ، همه ی جادوان و پریان را و همه ی جینی های تبهکار را فرو کوبد . 13-14 ............................................................................................................................................................................................................................................................................( بندهای 19 و 20 و 21 فر 8) امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۱۷ - ای خسته ز تو روان مردم
ای خسته ز تو روان مردم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۴۵ - چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم
چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۴ - گرم زمانه دهد از بلای عشق نجات
گرم زمانه دهد از بلای عشق نجات عمعق بخاری : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - در مدح شمس الملک
رسول بخت بمن بنده دوش داد پیام فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۳۶ - آن مه که به لب چشمة کوثر دارد
آن مه که به لب چشمة کوثر دارد اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۸ - تاریخ وفات
اجل بحکم الهی چو کوس رحلت زد اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۵ - چون آتش شهوت آبرویت را برد
چون آتش شهوت آبرویت را برد کمال خجندی : مقطعات
شماره ۸۹ - حسام کچل را یکی پیر راه
حسام کچل را یکی پیر راه