خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و حماسی است که در آن شاعر از آمدن معشوقه یا شخصی محبوب با توصیفهای پرطمطراق و تصاویر شاعرانه مانند کمان ناز، شکار دوست، و سلطان کامکار سخن میگوید. همچنین، از عناصر طبیعت مانند خورشید و ابر برای توصیف این آمدن استفاده شده است. در پایان، شاعر به تأثیرات عمیق این آمدن بر خود و جهان اطراف اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و شاعرانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای غنی و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
غزل ۲۰۷ - کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
شکار دوست بت آدمی شکار من آمد ۱
جهان دل و جان میرود به باد که دیگر
جهان بهم زده سلطان کامکار من آمد ۲
چو افتاب که از ابر ناگهان بدر آید
سوار رخش برون رانده از غبار من آمد ۳
شد آرمیده سوار سمند و آخر جولان
فکنده زلزله در جان بیقرار من آمد ۴
سترده داد بلاکار زاریان بلا را
به لشگر عجبی وقت کارزار من آمد ۵
ز پیش راه مرو محتشم که بهر عذابت
سر از خمار گران مست پر خمار من آمد ۶
شکار دوست بت آدمی شکار من آمد ۱
جهان دل و جان میرود به باد که دیگر
جهان بهم زده سلطان کامکار من آمد ۲
چو افتاب که از ابر ناگهان بدر آید
سوار رخش برون رانده از غبار من آمد ۳
شد آرمیده سوار سمند و آخر جولان
فکنده زلزله در جان بیقرار من آمد ۴
سترده داد بلاکار زاریان بلا را
به لشگر عجبی وقت کارزار من آمد ۵
ز پیش راه مرو محتشم که بهر عذابت
سر از خمار گران مست پر خمار من آمد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۶ - چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸ - دم جاندان آن بت بر سرم با تیغ کین آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.