خلاصه و ردهبندی سنی
12+
حسام که کچل بود، کلاهی از یک پیرمرد راه دریافت کرد. پیرمرد با افسوس گفت که این کلاه از سر ما افتاده و به جایی رسیده که هرگز نباید میرفت.
این متن دارای مفهوم تمثیلی است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و ساختار کهن ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۸۹ - حسام کچل را یکی پیر راه
حسام کچل را یکی پیر راه
کلاهی به بخشید و گفت آه آه ۱
فتاد از سر سیز ما این کلاه
بجایی که هرگز نروید براه ۲
کلاهی به بخشید و گفت آه آه ۱
فتاد از سر سیز ما این کلاه
بجایی که هرگز نروید براه ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - جواب گفته های ما به تبریز
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - نکهت پیراهنت آمد بمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.