خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او از جادوی چشم‌های معشوق، دل‌سپردگی خود و رهایی از سایه‌های تاریکی برای رسیدن به نور عشق صحبت می‌کند. شاعر همچنین از شجاعت و فداکاری در راه عشق و سوختن در آتش آن سخن می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۶۶ - بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد

بُتی کو زُهره و مَهْ را همه شب شیوه آموزَد
دو چَشمِ او به جادویی دو چَشمِ چَرخْ بَردوزَد ۱

شما دل‌ها نِگَه دارید مُسلمانان که من باری
چُنان آمیختم با او که دلْ با من نیامیزَد ۲

نَخُست از عشقِ او زادَم به آخِر دلْ بِدو دادم
چو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اَنْدَرآویزَد ۳

زِ سایه‌یْ خود گُریزانَم که نور از سایه پنهان است
قَرارش از کجا باشد کسی کَزْ سایه بُگْریزد؟ ۴

سَرِ زُلْفَش هَمی‌گوید صَلا زوتَر رَسَن بازی
رُخ شَمعَش هَمی‌گوید کجا پَروانه تا سوزد؟ ۵

برایِ این رَسَن بازی دلاور باش و چَنْبَر شو
دَراَفکَن خویش در آتش چو شمعِ او بَراَفْروزد ۶

چو ذوقِ سوختن دیدی دِگَر نَشْکیبی از آتش
اگر آبِ حَیات آید تو را زاتش نَیَنْگیزد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۵ - اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
گوهر بعدی:غزل ۵۶۷ - نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.