خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی یار و تأثیر آن بر جهان و دل سخن می‌گوید. او از مستی و خمار عشق، زیبایی طبیعت و نظم جهان صحبت می‌کند و در نهایت به سکوت و ادب در برابر عظمت عشق و یار اشاره می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۰۶ - روزم به عیادت شب آمد

روزَم به عِیادتِ شب آمد
جانَم به زیارتِ لب آمد ۱

از بَس که شنید یارَبَم چَرخ
از یاربِ منْ به یارَب آمد ۲

یار آمد و جامِ باده بر کَف
زان میْ که خِلافِ مَذهَب آمد ۳

هر بار زِ جُرعه مَست بودم
این بار قَدَحْ لَبالَب آمد ۴

عالَم به خُمارِ اوست مُعْجَب
پس وِیْ چه عَجَب که مُعْجَب آمد؟ ۵

بر هر فَلَکی که ماهِ او تافت
خورشیدْ کَمینه کوکَب آمد ۶

گویی مَهِ نو سَواره دیدش
کَزْ عشقْ چو نَعْلِ مَرکَب آمد ۷

این بَس نَبُوَد شَرفْ جهان را
کو روح و جهانْ چو قالَب آمد؟ ۸

شاد آن دلْ روشنی که بیند
دل را که چه سان مُقَرَّب آمد ۹

از پَرتوِ دلْ جهانِ پُر گِل
زیبا و خوش و مُؤدَّب آمد ۱۰

هر میوه به وَقتِ خویش سَر کرد
هر فَصلْ چه سان مُرَتَّب آمد ۱۱

بس کُن که به پیشِ ناطِقِ کُل
گویایِ خَمُش مُهَذَّب آمد ۱۲

بس کُن که عروسِ جان زِ جِلْوه
با نامَحْرَم مُعَذَّب آمد ۱۳

من بس نکُنم که بی‌دلان را
این گُلْبِشِکَرِ مُجَرَّب آمد ۱۴

من بس نکُنم به کوریِ آنْک
اَنْدَر رَهِ دین مُذَبْذَب آمد ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۰۵ - ای کز تو همه جفا وفا شد
گوهر بعدی:غزل ۷۰۷ - آن یوسف خوش عذار آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.