خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، فروتنی، رهایی از تعلقات دنیوی، صبر و قناعت، و اهمیت دعا و عبادت میپردازد. شاعر از تجربیات شخصی و درونی خود سخن میگوید و به خواننده توصیههایی اخلاقی ارائه میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژهها و اصطلاحات بهکاررفته ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
غزل ۴۵۰۹ - دل از خاکساری بهشت خدا شد
دل از خاکساری بهشت خدا شد
ز گرد یتیمی گهر بی بها شد ۱
طبیبان همان روز گشتند مجنون
که دیوانه ما به دارالشفاشد ۲
نیفتد ز پرگار آن نقطه دل
که در حلقه زلف او مبتلا شد ۳
به آهی ز دل زنگ هستی زدودم
چراغ مراباد دست دعا شد ۴
شد آن روز بی بادبان کشتی من
که دامان فرصت ز دستم رها شد ۵
سبک چون پر کاه شد در نظرها
رخی کز طمع زردچون کهرباشد ۶
شکر خواب فرش است در چشم آن کس
که از فرش خرسند با بوریا شد ۷
عنانداری سیل از پل نیاید
دل از عمر بردار چون قددوتاشد ۸
بپیوند با هر که پیوست خواهی
جدا شو ز هر کس که باید جدا شد ۹
من آن روز در مغز دولت رسیدم
که در استخوان سگ شریک هما شد ۱۰
مگر روز محشر به کار من آید
نمازی که در بیخودیها قضا شد ۱۱
ز شرم گنه قلب من گشت رایج
غبار خجالت مرا کیمیا شد ۱۲
به ساحل رسد صائب از شور دریا
چو خاشاک هر کس که بی دست وپا شد ۱۳
ز گرد یتیمی گهر بی بها شد ۱
طبیبان همان روز گشتند مجنون
که دیوانه ما به دارالشفاشد ۲
نیفتد ز پرگار آن نقطه دل
که در حلقه زلف او مبتلا شد ۳
به آهی ز دل زنگ هستی زدودم
چراغ مراباد دست دعا شد ۴
شد آن روز بی بادبان کشتی من
که دامان فرصت ز دستم رها شد ۵
سبک چون پر کاه شد در نظرها
رخی کز طمع زردچون کهرباشد ۶
شکر خواب فرش است در چشم آن کس
که از فرش خرسند با بوریا شد ۷
عنانداری سیل از پل نیاید
دل از عمر بردار چون قددوتاشد ۸
بپیوند با هر که پیوست خواهی
جدا شو ز هر کس که باید جدا شد ۹
من آن روز در مغز دولت رسیدم
که در استخوان سگ شریک هما شد ۱۰
مگر روز محشر به کار من آید
نمازی که در بیخودیها قضا شد ۱۱
ز شرم گنه قلب من گشت رایج
غبار خجالت مرا کیمیا شد ۱۲
به ساحل رسد صائب از شور دریا
چو خاشاک هر کس که بی دست وپا شد ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۰۸ - چرا با دل من صفایی ندارد
گوهر بعدی:غزل ۴۵۱۰ - چه گل از خودآن مرده دل چیده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.