نویسنده از احمد شکایت میکند که سفارشهای او درباره دوستان را فراموش کرده و در انجام کارها کوتاهی میکند. همچنین اشاره میکند که بارها از او خواسته تا با سید نامهنگاری کند و نیازهایش را برطرف سازد، اما احمد این درخواستها را نادیده گرفته است. نویسنده از رفتار گستاخانه و بیتوجهی احمد ابراز ناراحتی میکند و هشدار میدهد که اگر این روند ادامه یابد، عواقب بدی خواهد داشت. در پایان، از احمد میخواهد تا پاسخ دهد تا بتواند از تعهدات خود رها شود.
متن دارای لحنی انتقادی و پیچیده است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شمارهٔ ۴۷ - در سفارش میرزا جعفر اردکانی به احمد صفائی نگاشته
باری اگرت بر این هنجار شمار خواهد رفت و به کام بدفرماروان کارگزار خواهی زیست، پارسی و پابرهنه آگاهی فرست، تا گردن از دامی که خود سر نهاده ام و بی درخواست و میانداری دیگران پیمان داده باز پردازم، و گوهر خویشتن از خرده گیری و بیغاره نزدیکان و دوران و بینایان و کوران آزاد کنیم.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.