زرتشت : ویسپرد
کرده چهاردهم
اوره مزدای اَشون .. . «سرآغاز کرده 13» اشهو نود گاه ، رداَشونی را می ستاییم .
سعدی : قطعات
شماره ۱۹۰ - تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند
تا تو فرمان نبری خلق به فرمان نروند
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۵۰ - طور سینا چیست ، دانی بی خبر
طور سینا چیست ، دانی بی خبر
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۱۸ - بیستون را الم مردن فرهاد گداخت
بیستون را الم مردن فرهاد گداخت
سیدای نسفی : قصاید
شمارهٔ ۶ - قصیده نوروزی
نوبهار آمد گلستان از پی نشو و نماست
عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۱۰ - در بیان اینکه از هر کس مقتضیات طینت بظهور آید و بازگشت هرشیء باصل خودست و این سعادت و آن شقاوت را ظاهر الصلاح بودن باخراج از قانون فلاح شرط نیست. بلکه
در بیان اینکه از هر کس مقتضیات طینت بظهور آید و بازگشت هرشیء باصل خودست و این سعادت و آن شقاوت را ظاهر الصلاح بودن باخراج از قانون فلاح شرط نیست. بلکه جنسیت و سنخیت مرادست و همانست که سعید را باوج علیین کشاند الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و شقی را در حضیض سجین نشاند و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. لهذا با اینهمه احتجاج از روی لجاج روی از حق برتافتند:
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۸۵ - چون تو نمودی جمال عشق بتان شد هوس
چون تو نمودی جمال عشق بتان شد هوس
ترانه های کودکانه : بخش اول
واکسن
دنیا چه رنگارنگه سلامتی قشنگه
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۹ - ای بر دل من مهر تو هر لحظه ز یادت
ای بر دل من مهر تو هر لحظه ز یادت
ایرج میرزا : قطعه ها
شماره ۳۵ - ای راد خدیوِ عدل پرور بنگر
ای راد خدیوِ عدل پرور بنگر
غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۵ - به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۳۰ - در هجاء خمخانه گوید
خر سر خمخانه ای بریش ترا تیز
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۱۳ - نشان آن دهن از من چه پرسی؟
نشان آن دهن از من چه پرسی؟
مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۵۶ - تا به جان مست عشق آن یارم
تا به جانْ مَستِ عشقِ آن یارم
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۷۵ - مرا در دیده جان آن پری رخسار بایستی
مرا در دیده جان آن پری رخسار بایستی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۵۶ - آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد
آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد
صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۲۶ - قطعه
این قدر ای توانگر مفشار نای مسکین
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۲۰ - جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۰ - النوبة الثالثة
قوله تعالى وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ الایة... خداى عالمیان کردگار جهانیان، روزى گمار بندگان، بخشاینده و مهربان، نوازنده دوستان درین آیت مریم را بنواخت، و با وى کرامتها کرد. و بآن کرامتها بر زنان جهانیان تفضیل داد و از همه جدا کرد. اوّل آنست که او را بنداء کرامت برخواند که یا مَرْیَمُ عزیزست این خطاب! عزیز است این ندا! که هزاران هزار انبیاء و اولیاء رفتند یا در روح یافت آن رفتند، یا در حسرت و آرزوى آن رفتند! اى جان جهان اگر هزار بار تو او را برخوانى گویى «ربّى ربّى!» چنان نبود که او یک بار ترا بر خواند که «عبدى عبدى!» اگر چند او را بخداوندى پذیرى، سودت ندارد، که خداوندى او خود ترا لازم است کار آن دارد که او یک بار ترا ببندگى پذیرد.
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳۳ - کنون ز تربتم ای شوخ، سرگران مگذر
کنون ز تربتم ای شوخ، سرگران مگذر