خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شیدایی به معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که به دلیل این عشق، از جان خود بیزار شده است. او به گرد معشوق خود میگردد و خود را در کارگاه زیبایی او میبیند. شاعر از شمس تبریزی به عنوان منبع شفای روح بیمار خود یاد میکند و آرزو میکند که حجاب غفلت و خواب را از بین ببرد تا به حقیقت دست یابد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۵۶ - تا به جان مست عشق آن یارم
تا به جانْ مَستِ عشقِ آن یارم
سَردِهِ بادههای اَنْوارم ۱
هر دَمی گَر نه جانِ نو دَهَدَم
ای دل از جانِ خویش بیزارم ۲
گِردِ آن مَهْ چو چَرخْ میگردم
پس دِگَر چیست در زمین کارم؟ ۳
بر سَرِ کارگاهٔ خوبی بود
سوزَنَش کرده است چون تارم ۴
سوزَنَم چَنگ شُد از او در تار
تا به آوازِ زیرْ میزارم ۵
تا من این کارگاهِ عالَم را
کو حِجابِ حَق است، بَردارم ۶
تا بِسوزم حِجابِ غَفْلَت و خواب
ز آتَشِ چَشمهایِ بیدارم ۷
تا بیابَم زِ شَمسِ تبریزی
صِحَّت این ضَمیرِ بیمارم ۸
سَردِهِ بادههای اَنْوارم ۱
هر دَمی گَر نه جانِ نو دَهَدَم
ای دل از جانِ خویش بیزارم ۲
گِردِ آن مَهْ چو چَرخْ میگردم
پس دِگَر چیست در زمین کارم؟ ۳
بر سَرِ کارگاهٔ خوبی بود
سوزَنَش کرده است چون تارم ۴
سوزَنَم چَنگ شُد از او در تار
تا به آوازِ زیرْ میزارم ۵
تا من این کارگاهِ عالَم را
کو حِجابِ حَق است، بَردارم ۶
تا بِسوزم حِجابِ غَفْلَت و خواب
ز آتَشِ چَشمهایِ بیدارم ۷
تا بیابَم زِ شَمسِ تبریزی
صِحَّت این ضَمیرِ بیمارم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵۵ - در طریقت دو صد کمین دارم
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵۷ - همتم شد بلند و تدبیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.