عطار نیشابوری : بلبل نامه
خطاب بلبل به طوطی و نصیحت کردن او را بخدمت پیر
به طوطی گفت ای مرغ شکرخوار جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۴۶ - تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۱۴ - اصل دوم: در احوال ظاهر ایشان
و درین اصل شرحی از احوال ایشان گفته آیدکه ایشان را احوالی است بر خلاف آنچه خلق را معتاد است و مدار آن جمله بر سنت است. اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۵۳ - از بهر شناختن نکو کن خود را
از بهر شناختن نکو کن خود را اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرده (۵)
سخنگو طفلک و برنا و پیر است سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۷ - عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۱۲۶ - بوی پیرهن
دلم فتاده در آن زلف پر شکن که تو داری مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۱۲ - در بند تو ای شاه ملکشه باید
در بند تو ای شاه ملکشه باید مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۴۸ - آن کیست ای خدای کزین دام خامشان
آن کیست ای خدایْ کَزین دامِ خامُشان اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۷۱ - آن چار کتاب حق که آمد ز نخست
آن چار کتاب حق که آمد ز نخست مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۹۹ - بیا، کز عشق تو دیوانه گشتم
بیا، کَزْ عشقِ تو دیوانه گشتم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۰۸ - دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۹ - در عشق
ای دلت شاه سراپردهٔ عشق مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۰۲ - چونک کمند تو دلم را کشید
چونک کَمَنْدِ تو دِلَم را کَشید نصرالله منشی : باب الفحص عن امر دمنة
بخش ۴ - و آن دمنه که ملک را برین داشت ساعی نمام و شریر و فتان است. شیر مادر را فرمود که: چون برفت تامل کرد و کسان فرستاد و لشکر را حاضر خواست، و مادر را هم خب
و آن دمنه که ملک را برین داشت ساعی نمام و شریر و فتان است. شیر مادر را فرمود که: چون برفت تامل کرد و کسان فرستاد و لشکر را حاضر خواست، و مادر را هم خبر کردتا بیامد. پس بفرمود تا دمنه را بیاوردند و از وی اعراض نمود و خویشتن را در فکرت مشغول کرد. دمنه چون در بلا گشاده دید و راه حذر بسته روی بیکی از نزدیکان آورد و آهسته گفت که: چیزی حادث گشتست و فکرت ملک و فراهم آمدن شما را موجبی هست؟ مادر شیر گفت: ملک را زندگانی تو متفکر گردانیده است. و چون خیانت تو ظاهر شد ود روغ که در حق قهرمان ناصح او گفتی پیدا آمد نشاید که ترا طرفة العینی زنده گذارد. بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۷ - ماهی صفت فرو شده ماهی به زیر آب
ماهی صفت فرو شده ماهی به زیر آب جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است
دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۴ - در بزمگهی که مطربی کوس کند
در بزمگهی که مطربی کوس کند نیما یوشیج : مجموعه اشعار
کک کی
دیری ست نعره می کشد از بیشه ی خموش شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۰ - در جام جهان نما نظر کن همه را
در جام جهان نما نظر کن همه را
خطاب بلبل به طوطی و نصیحت کردن او را بخدمت پیر
به طوطی گفت ای مرغ شکرخوار جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۴۶ - تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۱۴ - اصل دوم: در احوال ظاهر ایشان
و درین اصل شرحی از احوال ایشان گفته آیدکه ایشان را احوالی است بر خلاف آنچه خلق را معتاد است و مدار آن جمله بر سنت است. اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۵۳ - از بهر شناختن نکو کن خود را
از بهر شناختن نکو کن خود را اقبال لاهوری : پیام مشرق
خرده (۵)
سخنگو طفلک و برنا و پیر است سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۷ - عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۱۲۶ - بوی پیرهن
دلم فتاده در آن زلف پر شکن که تو داری مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۱۲ - در بند تو ای شاه ملکشه باید
در بند تو ای شاه ملکشه باید مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۴۸ - آن کیست ای خدای کزین دام خامشان
آن کیست ای خدایْ کَزین دامِ خامُشان اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۷۱ - آن چار کتاب حق که آمد ز نخست
آن چار کتاب حق که آمد ز نخست مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۹۹ - بیا، کز عشق تو دیوانه گشتم
بیا، کَزْ عشقِ تو دیوانه گشتم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۰۸ - دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۹ - در عشق
ای دلت شاه سراپردهٔ عشق مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۰۲ - چونک کمند تو دلم را کشید
چونک کَمَنْدِ تو دِلَم را کَشید نصرالله منشی : باب الفحص عن امر دمنة
بخش ۴ - و آن دمنه که ملک را برین داشت ساعی نمام و شریر و فتان است. شیر مادر را فرمود که: چون برفت تامل کرد و کسان فرستاد و لشکر را حاضر خواست، و مادر را هم خب
و آن دمنه که ملک را برین داشت ساعی نمام و شریر و فتان است. شیر مادر را فرمود که: چون برفت تامل کرد و کسان فرستاد و لشکر را حاضر خواست، و مادر را هم خبر کردتا بیامد. پس بفرمود تا دمنه را بیاوردند و از وی اعراض نمود و خویشتن را در فکرت مشغول کرد. دمنه چون در بلا گشاده دید و راه حذر بسته روی بیکی از نزدیکان آورد و آهسته گفت که: چیزی حادث گشتست و فکرت ملک و فراهم آمدن شما را موجبی هست؟ مادر شیر گفت: ملک را زندگانی تو متفکر گردانیده است. و چون خیانت تو ظاهر شد ود روغ که در حق قهرمان ناصح او گفتی پیدا آمد نشاید که ترا طرفة العینی زنده گذارد. بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۷ - ماهی صفت فرو شده ماهی به زیر آب
ماهی صفت فرو شده ماهی به زیر آب جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است
دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۴ - در بزمگهی که مطربی کوس کند
در بزمگهی که مطربی کوس کند نیما یوشیج : مجموعه اشعار
کک کی
دیری ست نعره می کشد از بیشه ی خموش شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۰ - در جام جهان نما نظر کن همه را
در جام جهان نما نظر کن همه را