صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۲۴ - می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ
می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۶ - دمنه گفت: مراتب میان اصحاب مروت و ارباب همت مشترک و متنازع است. هر که نفس شریف دارد خویشتن را از محل وضیع بمنزلت رفیع میرساند، و هرکرا رای ضعیف و عقل
دمنه گفت: مراتب میان اصحاب مروت و ارباب همت مشترک و متنازع است. هر که نفس شریف دارد خویشتن را از محل وضیع بمنزلت رفیع میرساند، و هرکرا رای ضعیف و عقل سخیف است از درجت عالی برتبت خامل گراید. و بررفتن بر درجات شرف بسیار موونتست و فروآمدن از مراتب عز اندک عوارض، چه سنگ گران را بتحمل مشقت فراوان از زمین بر کتف توان نهاد و بی تجشم زیادت بزمین انداخت. و هرکه در کسب بزرگی مرد بلند همت را موافقت ننماید معذور است که ترانه های کودکانه : بخش اول
قهر نکن تو با من
مثل شبنم که نمی مونه رو گل و پونه خیام : رباعیات
رباعی ۶۴ - ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده است
ای آنکه همی قصهٔ من پرسی هموار سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۹۹ - از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم
از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۵۸ - خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
خورد بر شب صبحدم شام ای غلام سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۸ - ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۵۵ - صبح شد مطرب، قدح راپرکن از می زود باش
صبح شد مطرب، قدح راپرکن از می زود باش عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر احمد حواری قدس الله روحه
آن شیخ کبیر، آن امام خطیر آن زین زمان، آن رکن جهان، آن ولی قبه تواری قطب وقت، احمد حواری، رحمةالله علیه یگانه وقت بود و در جمله فنون علوم عالم بود و در طریقت بیانی عالی داشت و در حقایق معتبر بود و در روایات و احادیث مقتدا بود و رجوع اهل عهد در واقعیات بدو بود و از اکابر مشایخ شام بود و بهمه زبانها محمود بود تا بحدی که جنید گفت: احمد حواری ریحان شام است و از مریدان ابوسلیمان دارائی بود و با سفیان عیینه صحبت داشته بود و سخن او را در دلها اثری عجب بود و در ابتدا بتحصیل علم مشغول بود تا در علم بدرجه کمال رسید، آنگاه کتب را برداشت و بدریا برد و گفت نیکو دلیل و راه بری بودی ما را، اما از پس رسیدن بمقصود، مشغول بودن بدلیل محال بود که دلیل، تا آنگاه باید که مرید در راه بود چون به پیشگاه پدید آمد درگاه و راه را چه قیمت؟ پس کتب را بدریا رها کرد و بسبب آن رنجهای عظیم کشید و مشایخ گفتند آن د رحال سکر بود. ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۵۲ - ای مجیرالسلطنه از سعدالملک
ای مجیرالسلطنه از سعدالملک جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۶۲ - که آن لعل لب نوشین گزیدست
که آن لعل لب نوشین گزیدست رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۲۹ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ... یا حرف ندا است و
قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ... یا حرف ندا است و اىّ منادى و ها تنبیه، میگوید: بیدار باشید اى مردمان! چیزى که خورید حلال خورید و پاک، و گرد خیانت و محرمات مگردید، تا از وساوس شیطان و هواجس نفس برهید، و گفت و کرد شما پاک شود، و دل روشن! مصطفى صلى اللَّه علیه و آله و سلّم گفت: دل وى روشن گرداند، و چشمهاى حکمت ازو بگشاید، و دوستى دنیا از دل وى ببرد، هر آفت کى در راه دینست و هر فتنه که خاست از دوستى دنیا خاست، حب الدنیا رأس کل خطیئة صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۳۳ - چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟ کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۶ - قلب صف عقل عقربی می شکند
قلب صف عقل عقربی می شکند قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۶ - فکند از نظری دیده حسود مرا
فکند از نظری دیده حسود مرا قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۸ - یکی بود به نظر نیستی و هستی ما
یکی بود به نظر نیستی و هستی ما کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۲۲ - گل گرچه ز حسن می نهد خار دلم
گل گرچه ز حسن می نهد خار دلم ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۱ - در مدح علاء الدوله ابوسعد سلطان مسعود بن سلطان ابراهیم بن سلطان مسعود بن محمود بن سبکتکین
نظام گیرد کار هوا بدین هنگام نهج البلاغه : خطبه ها
توصیف دانشمندان الهی و سفارش به پرهیزکاری
و من خطبة له عليهالسلام يصف جوهر الرسول و يصف العلماء و يعظ بالتقوى وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ عَدْلٌ عَدَلَ وَ حَكَمٌ فَصَلَ
غزل ۵۲۲۴ - می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ
می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۶ - دمنه گفت: مراتب میان اصحاب مروت و ارباب همت مشترک و متنازع است. هر که نفس شریف دارد خویشتن را از محل وضیع بمنزلت رفیع میرساند، و هرکرا رای ضعیف و عقل
دمنه گفت: مراتب میان اصحاب مروت و ارباب همت مشترک و متنازع است. هر که نفس شریف دارد خویشتن را از محل وضیع بمنزلت رفیع میرساند، و هرکرا رای ضعیف و عقل سخیف است از درجت عالی برتبت خامل گراید. و بررفتن بر درجات شرف بسیار موونتست و فروآمدن از مراتب عز اندک عوارض، چه سنگ گران را بتحمل مشقت فراوان از زمین بر کتف توان نهاد و بی تجشم زیادت بزمین انداخت. و هرکه در کسب بزرگی مرد بلند همت را موافقت ننماید معذور است که ترانه های کودکانه : بخش اول
قهر نکن تو با من
مثل شبنم که نمی مونه رو گل و پونه خیام : رباعیات
رباعی ۶۴ - ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده است
ای آنکه همی قصهٔ من پرسی هموار سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۹۹ - از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم
از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۵۸ - خورد بر شب صبحدم شام ای غلام
خورد بر شب صبحدم شام ای غلام سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۸ - ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۵۵ - صبح شد مطرب، قدح راپرکن از می زود باش
صبح شد مطرب، قدح راپرکن از می زود باش عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر احمد حواری قدس الله روحه
آن شیخ کبیر، آن امام خطیر آن زین زمان، آن رکن جهان، آن ولی قبه تواری قطب وقت، احمد حواری، رحمةالله علیه یگانه وقت بود و در جمله فنون علوم عالم بود و در طریقت بیانی عالی داشت و در حقایق معتبر بود و در روایات و احادیث مقتدا بود و رجوع اهل عهد در واقعیات بدو بود و از اکابر مشایخ شام بود و بهمه زبانها محمود بود تا بحدی که جنید گفت: احمد حواری ریحان شام است و از مریدان ابوسلیمان دارائی بود و با سفیان عیینه صحبت داشته بود و سخن او را در دلها اثری عجب بود و در ابتدا بتحصیل علم مشغول بود تا در علم بدرجه کمال رسید، آنگاه کتب را برداشت و بدریا برد و گفت نیکو دلیل و راه بری بودی ما را، اما از پس رسیدن بمقصود، مشغول بودن بدلیل محال بود که دلیل، تا آنگاه باید که مرید در راه بود چون به پیشگاه پدید آمد درگاه و راه را چه قیمت؟ پس کتب را بدریا رها کرد و بسبب آن رنجهای عظیم کشید و مشایخ گفتند آن د رحال سکر بود. ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۵۲ - ای مجیرالسلطنه از سعدالملک
ای مجیرالسلطنه از سعدالملک جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۶۲ - که آن لعل لب نوشین گزیدست
که آن لعل لب نوشین گزیدست رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۲۹ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ... یا حرف ندا است و
قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ... یا حرف ندا است و اىّ منادى و ها تنبیه، میگوید: بیدار باشید اى مردمان! چیزى که خورید حلال خورید و پاک، و گرد خیانت و محرمات مگردید، تا از وساوس شیطان و هواجس نفس برهید، و گفت و کرد شما پاک شود، و دل روشن! مصطفى صلى اللَّه علیه و آله و سلّم گفت: دل وى روشن گرداند، و چشمهاى حکمت ازو بگشاید، و دوستى دنیا از دل وى ببرد، هر آفت کى در راه دینست و هر فتنه که خاست از دوستى دنیا خاست، حب الدنیا رأس کل خطیئة صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۳۳ - چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟ کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۶ - قلب صف عقل عقربی می شکند
قلب صف عقل عقربی می شکند قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۶ - فکند از نظری دیده حسود مرا
فکند از نظری دیده حسود مرا قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۸ - یکی بود به نظر نیستی و هستی ما
یکی بود به نظر نیستی و هستی ما کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۲۲ - گل گرچه ز حسن می نهد خار دلم
گل گرچه ز حسن می نهد خار دلم ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۱ - در مدح علاء الدوله ابوسعد سلطان مسعود بن سلطان ابراهیم بن سلطان مسعود بن محمود بن سبکتکین
نظام گیرد کار هوا بدین هنگام نهج البلاغه : خطبه ها
توصیف دانشمندان الهی و سفارش به پرهیزکاری
و من خطبة له عليهالسلام يصف جوهر الرسول و يصف العلماء و يعظ بالتقوى وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ عَدْلٌ عَدَلَ وَ حَكَمٌ فَصَلَ