این متن شعری است که از تشبیهات و تصاویر شاعرانه برای توصیف حالات عاشقانه و رنجهای عاطفی استفاده میکند. شاعر با بهکارگیری عناصری مانند عرق، آفتاب، شمع، خون و شراب، احساسات عمیق و دردهای عشق را به تصویر میکشد. متن پر از استعارهها و کنایههایی است که نشاندهندهی تب و تاب عشق و رنجهای ناشی از آن است.
این متن به دلیل استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی، برای مخاطبانی مناسب است که توانایی درک و تحلیل شعرهای کلاسیک فارسی را دارند. همچنین، برخی از تصاویر بهکاررفته (مانند خون و شراب) ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۳۹۷ - رخت کز آتش تبها به تاب در عرق است
چو نیک می نگرم آفتاب در عرق است ۱
به خونش گر شد آن روی و در عرق افتاد
همیشه شمع منور به تاب در عرق است ۲
به گرد عارض و روی تو خط خوی آلود
محقق است که چون مشک ناب در عرق است ۳
چو عکس روی خوی آلوده اش به جام افتاد
قدح چو با دل پر خون شراب در عرق است ۴
ز رشک آنکه عرق بر رخش چرا غلتید
سرشک دیده ما چون حباب در عرق است ۵
ز غیرت این تن خسرو چو در تب و سوز است
دلش بر آتش غم چون کباب در عرق است ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.