مولوی : رباعیات
رباعی ۸ - از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ما
از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ما جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۵ - بی کینه دلم به سینه از فضل خداست
بی کینه دلم به سینه از فضل خداست اوحدالدین کرمانی : الفصل الاول - فی الطامات
شماره ۲۲ - ای کرده مرا عشق تو در عالم فاش
ای کرده مرا عشق تو در عالم فاش فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰ - خاکستر منصور تو را باز توان سوخت
خاکستر منصور تو را باز توان سوخت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۴۳ - ستاره سوخته آتشین عذارانم
ستاره سوخته آتشین عذارانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۴۸ - آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست
آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۴۵ - رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم
رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۷ - در بیان آنکه بعد از وصول بحق که آن منزلست و نهایت کار خواص است، اخص خواص را در عین حق سیری دیگر است که آن سیر در منزل است. سیر راه نهایت دارد. اما سیر منزل را نهایت نیست. زیرا سیر راه از خود گذشتن است و خودی آدمی را آخری هست اما سیر منزل را که در خداست و عالم حق و وصال، آن را آخری نیست و در تقریر آنکه اهل جسم از اولیای راستین اسرار حق و شرح وصال و مستی عشق را میشنوند. و چون بدان مقام نرسیدهاند مستی شهوات را که حجاب حقیقی خود آن است مستی حق ووصال میپندارند و دعوی نبوت و ولایت میکنند. و ایشان خود بدترین خلقاند. چنانچه مگسی دریا و کشتی و کشتی بان شنیده بود، ناگاه کمیز خری دید، بر سرش کاه برگی جست و بر سر آن کاه برگ نشست و سو بسو میرفت و از کوتاه نظری و قصور همت میگفت که اینک دریا و
سیر آن راه در وصال بود نسیمی : غزلیات
شماره ۱۸۳ - من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم حافظ : غزلیات
غزل ۱۸۴ - دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند احمد شاملو : ابراهیم در آتش
شبانه
در نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۵۷ - سخن عشق محال است مکرر گردد
سخن عشق محال است مکرر گردد وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۷۰ - تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۹ - درخطاب به ارواح مقدسه ی بزرگان دین
بنال ای مدینه بزار ای حرم نسیمی : غزلیات
شماره ۴۸ - الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۱۰ - سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی
سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۴۱ - شوق من قاصد بیدرد کجا میداند؟
شوق من قاصد بیدرد کجا میداند؟ عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۶۷ - در وصف آتش و مدح سلطان محمود
بفروز و بسوز پیش خویش امشب محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۵۲ - چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تو
چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تو فردوسی : پادشاهی لهراسپ
بخش ۱۳ - به قیصر خزر بود نزدیکتر
به قیصر خزر بود نزدیکتر
رباعی ۸ - از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ما
از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ما جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۵ - بی کینه دلم به سینه از فضل خداست
بی کینه دلم به سینه از فضل خداست اوحدالدین کرمانی : الفصل الاول - فی الطامات
شماره ۲۲ - ای کرده مرا عشق تو در عالم فاش
ای کرده مرا عشق تو در عالم فاش فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰ - خاکستر منصور تو را باز توان سوخت
خاکستر منصور تو را باز توان سوخت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۴۳ - ستاره سوخته آتشین عذارانم
ستاره سوخته آتشین عذارانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۴۸ - آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست
آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۴۵ - رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم
رخشندهتر از مهر رخش ماه ندیدم سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۷ - در بیان آنکه بعد از وصول بحق که آن منزلست و نهایت کار خواص است، اخص خواص را در عین حق سیری دیگر است که آن سیر در منزل است. سیر راه نهایت دارد. اما سیر منزل را نهایت نیست. زیرا سیر راه از خود گذشتن است و خودی آدمی را آخری هست اما سیر منزل را که در خداست و عالم حق و وصال، آن را آخری نیست و در تقریر آنکه اهل جسم از اولیای راستین اسرار حق و شرح وصال و مستی عشق را میشنوند. و چون بدان مقام نرسیدهاند مستی شهوات را که حجاب حقیقی خود آن است مستی حق ووصال میپندارند و دعوی نبوت و ولایت میکنند. و ایشان خود بدترین خلقاند. چنانچه مگسی دریا و کشتی و کشتی بان شنیده بود، ناگاه کمیز خری دید، بر سرش کاه برگی جست و بر سر آن کاه برگ نشست و سو بسو میرفت و از کوتاه نظری و قصور همت میگفت که اینک دریا و
سیر آن راه در وصال بود نسیمی : غزلیات
شماره ۱۸۳ - من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم حافظ : غزلیات
غزل ۱۸۴ - دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند احمد شاملو : ابراهیم در آتش
شبانه
در نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۵۷ - سخن عشق محال است مکرر گردد
سخن عشق محال است مکرر گردد وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۷۰ - تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۱۹ - درخطاب به ارواح مقدسه ی بزرگان دین
بنال ای مدینه بزار ای حرم نسیمی : غزلیات
شماره ۴۸ - الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۱۰ - سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی
سرا پا حیرتم موسی صفت در تیه حیرانی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۴۱ - شوق من قاصد بیدرد کجا میداند؟
شوق من قاصد بیدرد کجا میداند؟ عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۶۷ - در وصف آتش و مدح سلطان محمود
بفروز و بسوز پیش خویش امشب محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۵۲ - چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تو
چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تو فردوسی : پادشاهی لهراسپ
بخش ۱۳ - به قیصر خزر بود نزدیکتر
به قیصر خزر بود نزدیکتر