زرتشت : وندیدا
فرگرد بیستم
1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپند ترین مینو ! ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! چه کسی بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فرّ ه مند ، رویین تن و پیشداد ؟ چه کسی بود که بیماری را به بیماری باز گرداند؟ چه کسی بود که مرگ را به مرگ باز گرداند ؟ چه کسی بود که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : ثریت بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فره مند ، رویین تن ، و پیشداد که بیماری را به بیماری باز گرداند ، که مرگ به مرگ باز گرداند ، که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند . 3 او بود که به جست و جوی داروها و شیوه های درمان برآمد و امشاسپند ( شهریور ) برای پایداری در برابر بیماری در برابر مرگ ، در برابر درد و تب ، در برابر ناخوشی و پوسیدگی و گندیدگی ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ داروها و شیوه های درمان را بدو بخشید و آموخت . . . 4 . . . ومن ـ که اهوره مزدایم ـ گیاهان دارویی را ـ که صدها و هزارها و ده هزار ها ، گرداگرد درخت گوکرن روییده است ـ بدو فرو فرستادیم . 5 همه ی این گیاهان دارویی را با بزرگداشت و آفرین و نیایش برای درمان تن مردمان فرا می خوانیم . . . 6 . . . پایداری در برابر بیماری ، مرگ ، درد ، تب ، سر درد ، تب لرزه ، بیماری ، ( اژن) ؟ ، بیماری ( اژهو ) ؟ ، خوره ، مارگزیدگی ، بیماری ( دروک ) ؟ ، بیماری همه گیر ، بد چشمی ، پوسیدگی و گندیدگی را که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید . 7 من می گویم : ای بیماری دور شو . من می گویم : ای مرگ دور شو . من می گویم : ای درد دور شو . من می گویم : ای تب دور شو . من می گویم : ای ناخوشی دور شو . 8 به نیروی گیاهان دارویی ( دروج ) را فرو می کوبیم . به نیروی آن ها می توان دروج را فرو کوفت . ای اهوره ! آنها می توانند ما را نیرو و توان بخشند . 9 من بیماری را دور می رانم . من مرگ را دور می رانم . من تب را دور می رانم . من پوسیدگی و گندیدگی را ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ دور می رانم . 10 من همه گونه های بیماریها و مرگها را دور می رانم . من همه ی جادوان و پیران و همه ی ( جینی ) های تبهکار را دور می رانم . 11 بشود که ( ایریمن ) گرامی بدین جا آید ، شادمانی مردان و زنان زرتشتی را ؛ شادمانی اشون را با پادشاهی سزاوار که پیروی از دین اهورایی پدید آورد ؛ با بخشش پسندیده اشه که اهوره مزدا ارزانی داد . 12 بشود که ایریمن گرامی همه گونه های بیماری ها و مرگ ها را ، همه ی جادوان و پریان را و همه ی جینی های تبهکار را فرو کوبد . 13-14 ............................................................................................................................................................................................................................................................................( بندهای 19 و 20 و 21 فر 8) بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۲۸ - چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی
چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۴۰ - رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
رسید فصل بهار و جهان گلستان شد جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۲۹ - از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون
چو نازل شد به فرش سبزه چون گل بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۱ - دمی که آن گل خندان بقصد خون منست
دمی که آن گل خندان بقصد خون منست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۵۲ - تا به کی خاطر من واله و شیدا باشد؟
تا به کی خاطر من واله و شیدا باشد؟ جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۲ - آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکست
آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۰۷ - دو چشمت که تیر بلا می زند
دو چشمت که تیر بلا می زند عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۳۶ - هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند
هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۱۳ - ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۱۰ - در بیان آنکه منکر شیخ منکر شیخ نیست از او منکر است. و آنکه نزد شیخ نمیآید از رد شیخ است و آنکه از شیخ کرامتی نمیبیند نیست که شیخ را کرامت نیست، شیخ از سر تا پا همه کرامت است الا چون آن مرید را نمیخواهد خوبی و کرامت خود را از او پنهان میدارد. شیخ صفت خدا دارد که تخلقوا باخلاق اللّه حق تعالی خوب است خوب را دوست میدارد که ان اللّه جمیل یحب الجمال.
جلوه ها شیخ بر مرید کند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۵۹ - از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن
از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۴۶ - چون شمع دل از داغ تو افروختنش به
چون شمع دل از داغ تو افروختنش به صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۱۶ - هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۳۴ - روانه شدن جناب امام حسین ع به سمت عراق
ای مدینه نوبت غم آمدت قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۶۳ - این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم
این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم خاقانی : غزلیات
غزل ۲۴۴ - مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۶۰ - به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش
به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۴۲ - هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
فرگرد بیستم
1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپند ترین مینو ! ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! چه کسی بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فرّ ه مند ، رویین تن و پیشداد ؟ چه کسی بود که بیماری را به بیماری باز گرداند؟ چه کسی بود که مرگ را به مرگ باز گرداند ؟ چه کسی بود که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : ثریت بود نخستین پزشک خردمند ، فرخنده ، توانگر ، فره مند ، رویین تن ، و پیشداد که بیماری را به بیماری باز گرداند ، که مرگ به مرگ باز گرداند ، که نخستین بار نوک دشنه و آتش تب را از تن مردمان دور راند . 3 او بود که به جست و جوی داروها و شیوه های درمان برآمد و امشاسپند ( شهریور ) برای پایداری در برابر بیماری در برابر مرگ ، در برابر درد و تب ، در برابر ناخوشی و پوسیدگی و گندیدگی ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ داروها و شیوه های درمان را بدو بخشید و آموخت . . . 4 . . . ومن ـ که اهوره مزدایم ـ گیاهان دارویی را ـ که صدها و هزارها و ده هزار ها ، گرداگرد درخت گوکرن روییده است ـ بدو فرو فرستادیم . 5 همه ی این گیاهان دارویی را با بزرگداشت و آفرین و نیایش برای درمان تن مردمان فرا می خوانیم . . . 6 . . . پایداری در برابر بیماری ، مرگ ، درد ، تب ، سر درد ، تب لرزه ، بیماری ، ( اژن) ؟ ، بیماری ( اژهو ) ؟ ، خوره ، مارگزیدگی ، بیماری ( دروک ) ؟ ، بیماری همه گیر ، بد چشمی ، پوسیدگی و گندیدگی را که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید . 7 من می گویم : ای بیماری دور شو . من می گویم : ای مرگ دور شو . من می گویم : ای درد دور شو . من می گویم : ای تب دور شو . من می گویم : ای ناخوشی دور شو . 8 به نیروی گیاهان دارویی ( دروج ) را فرو می کوبیم . به نیروی آن ها می توان دروج را فرو کوفت . ای اهوره ! آنها می توانند ما را نیرو و توان بخشند . 9 من بیماری را دور می رانم . من مرگ را دور می رانم . من تب را دور می رانم . من پوسیدگی و گندیدگی را ـ که اهریمن به پتیارگی خویش برای گزند رسانی به تن مردمان آفرید ـ دور می رانم . 10 من همه گونه های بیماریها و مرگها را دور می رانم . من همه ی جادوان و پیران و همه ی ( جینی ) های تبهکار را دور می رانم . 11 بشود که ( ایریمن ) گرامی بدین جا آید ، شادمانی مردان و زنان زرتشتی را ؛ شادمانی اشون را با پادشاهی سزاوار که پیروی از دین اهورایی پدید آورد ؛ با بخشش پسندیده اشه که اهوره مزدا ارزانی داد . 12 بشود که ایریمن گرامی همه گونه های بیماری ها و مرگ ها را ، همه ی جادوان و پریان را و همه ی جینی های تبهکار را فرو کوبد . 13-14 ............................................................................................................................................................................................................................................................................( بندهای 19 و 20 و 21 فر 8) بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۲۸ - چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی
چند بسینه از هوس داغ جنون نهد کسی صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۴۰ - رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
رسید فصل بهار و جهان گلستان شد جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۲۹ - از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون
چو نازل شد به فرش سبزه چون گل بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۱ - دمی که آن گل خندان بقصد خون منست
دمی که آن گل خندان بقصد خون منست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۵۲ - تا به کی خاطر من واله و شیدا باشد؟
تا به کی خاطر من واله و شیدا باشد؟ جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۲ - آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکست
آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۰۷ - دو چشمت که تیر بلا می زند
دو چشمت که تیر بلا می زند عطار نیشابوری : باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شماره ۳۶ - هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند
هر سر که درین هر دو جهان داشتهاند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۱۳ - ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۱۰ - در بیان آنکه منکر شیخ منکر شیخ نیست از او منکر است. و آنکه نزد شیخ نمیآید از رد شیخ است و آنکه از شیخ کرامتی نمیبیند نیست که شیخ را کرامت نیست، شیخ از سر تا پا همه کرامت است الا چون آن مرید را نمیخواهد خوبی و کرامت خود را از او پنهان میدارد. شیخ صفت خدا دارد که تخلقوا باخلاق اللّه حق تعالی خوب است خوب را دوست میدارد که ان اللّه جمیل یحب الجمال.
جلوه ها شیخ بر مرید کند حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۵۹ - از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن
از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۴۶ - چون شمع دل از داغ تو افروختنش به
چون شمع دل از داغ تو افروختنش به صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۱۶ - هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۲۳۴ - روانه شدن جناب امام حسین ع به سمت عراق
ای مدینه نوبت غم آمدت قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۶۳ - این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم
این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم خاقانی : غزلیات
غزل ۲۴۴ - مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۶۰ - به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش
به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۴۲ - هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست