جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۱۵ - چند جانم پس زانوی عنا بنشیند
چند جانم پس زانوی عنا بنشیند عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۰ - هر دل که به توحید ز درویشان است
هر دل که به توحید ز درویشان است سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۴ - در بیان آنکه ولی خدا در زمان خود نوح وقت است و عنایت او همچو کشتی است او طوفان بلانگاه دارنده و در تقریر آنکه طوفان آب اگرچه بلاست اما سهل است، زیرا آن بلا بر اجسام است.طوفان جهل از آن مشکلتر است زیرا هر که در او غرق شد ابدالآباد خلاص نیابد
رحمت عالم است مرد خدا ملا احمد نراقی : باب چهارم
علاج عجب به قدرت
و اما عجب به قوت و قدرت خود: علاجش آن است که به یاد آورد امراض و آلامی را که خدا مسلط بر بدن او گردانیده و نظر کند که شبی تب چگونه قوت او را ضعیف، و بدن او را لاغر و نحیف می گرداند و اگر یک رگ از بدن او به درد آید از هر عاجزی عاجزتر و از هر ذلیلی ذلیل تر می شود و احمق کسی است که به قوت و قدرت خود نازد و حال اینکه اگر مگسی چیزی از او برباید نتواند استرداد کند و اگر مورچه ای به گوش او داخل شود روز و شب فریاد کند و اگر خاری به پای او رود عاجز گردد و اگر غباری به چشمش رسد متأثر شود. جامی : سبحةالابرار
بخش ۷۷ - حکایت یوسف و زلیخا که پرده پوشی زلیخا پرده گشای دیده یوسف آمد تا حق را ناظر خود یافت و از نظر زلیخا روی بتافت
چون زلیخا ز مه کنعانی مولوی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
سِپاس آن عَدَمی را که هستِ ما بِرُبود مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۲۸ - تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش
تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۸۷ - گر کبر بخوردهام که سرمست توام
گر کبر بخوردهام که سرمست توام احمد شاملو : هوای تازه
مه
بیابان را، سراسر، مه گرفتهست. خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۷۰ - ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۲۹ - نحن الی سیدنا راجعون
نَحْنُ اِلی سَیِّدِنا راجِعُون امیر معزی : غزلیات
شماره ۵۶ - بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی
بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی مولوی : غزلیات
غزل ۳۳۹ - سماع آرام جان زندگان است
سَماعْ آرامِ جان زندگان است نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۴۰ - افسانهسرائی ده دختر
فرنگیس اولین مرکب روان کرد سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۴۰ - غزل
ای میوه رسیده ز بستان کیستی؟ میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰۷ - حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم
حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۲۲ - هر گوهر معنی که دلم کرد پسند
هر گوهر معنی که دلم کرد پسند مولوی : غزلیات
غزل ۳۵۹ - درین جو دل چو دولاب خراب است
دَرین جو دلْ چو دولابِ خراب است حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۳۳ - خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد فردوسی : فریدون
بخش ۱۴ - سپه چون به نزدیک ایران کشید
سپه چون به نزدیک ایران کشید
شماره ۱۱۵ - چند جانم پس زانوی عنا بنشیند
چند جانم پس زانوی عنا بنشیند عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۱۰ - هر دل که به توحید ز درویشان است
هر دل که به توحید ز درویشان است سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۴ - در بیان آنکه ولی خدا در زمان خود نوح وقت است و عنایت او همچو کشتی است او طوفان بلانگاه دارنده و در تقریر آنکه طوفان آب اگرچه بلاست اما سهل است، زیرا آن بلا بر اجسام است.طوفان جهل از آن مشکلتر است زیرا هر که در او غرق شد ابدالآباد خلاص نیابد
رحمت عالم است مرد خدا ملا احمد نراقی : باب چهارم
علاج عجب به قدرت
و اما عجب به قوت و قدرت خود: علاجش آن است که به یاد آورد امراض و آلامی را که خدا مسلط بر بدن او گردانیده و نظر کند که شبی تب چگونه قوت او را ضعیف، و بدن او را لاغر و نحیف می گرداند و اگر یک رگ از بدن او به درد آید از هر عاجزی عاجزتر و از هر ذلیلی ذلیل تر می شود و احمق کسی است که به قوت و قدرت خود نازد و حال اینکه اگر مگسی چیزی از او برباید نتواند استرداد کند و اگر مورچه ای به گوش او داخل شود روز و شب فریاد کند و اگر خاری به پای او رود عاجز گردد و اگر غباری به چشمش رسد متأثر شود. جامی : سبحةالابرار
بخش ۷۷ - حکایت یوسف و زلیخا که پرده پوشی زلیخا پرده گشای دیده یوسف آمد تا حق را ناظر خود یافت و از نظر زلیخا روی بتافت
چون زلیخا ز مه کنعانی مولوی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
سِپاس آن عَدَمی را که هستِ ما بِرُبود مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۲۸ - تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش
تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۸۷ - گر کبر بخوردهام که سرمست توام
گر کبر بخوردهام که سرمست توام احمد شاملو : هوای تازه
مه
بیابان را، سراسر، مه گرفتهست. خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۷۰ - ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۲۹ - نحن الی سیدنا راجعون
نَحْنُ اِلی سَیِّدِنا راجِعُون امیر معزی : غزلیات
شماره ۵۶ - بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی
بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی مولوی : غزلیات
غزل ۳۳۹ - سماع آرام جان زندگان است
سَماعْ آرامِ جان زندگان است نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۴۰ - افسانهسرائی ده دختر
فرنگیس اولین مرکب روان کرد سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۴۰ - غزل
ای میوه رسیده ز بستان کیستی؟ میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰۷ - حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم
حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۲۲ - هر گوهر معنی که دلم کرد پسند
هر گوهر معنی که دلم کرد پسند مولوی : غزلیات
غزل ۳۵۹ - درین جو دل چو دولاب خراب است
دَرین جو دلْ چو دولابِ خراب است حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۳۳ - خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد فردوسی : فریدون
بخش ۱۴ - سپه چون به نزدیک ایران کشید
سپه چون به نزدیک ایران کشید