فردوسی : ضحاک
بخش ۴ - برآمد برین روزگار دراز
برآمد برین روزگار دراز
اوحدی مراغه‌ای : رباعیات
رباعی ۱۵۵ - گفتم: دلت ار با من شیداست بگو
گفتم: دلت ار با من شیداست بگو
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۷۰ - رخت نمونه ی صورت نگار چین باشد
رخت نمونه ی صورت نگار چین باشد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۱۶ - گشوده است در فیض رخنه دیوار
گشوده است در فیض رخنه دیوار
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۶۸ - آنان که مقیم حضرت جانان اند
آنان که مقیم حضرت جانان اند
عبید زاکانی : عبید زاکانی
موش و گربه
اگر داری تو عقل و دانش و هوش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۶۴ - چون نرگست آغازه بدمستی کرد
چون نرگست آغازه بدمستی کرد
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۰ - آن معلم که لبت را روش جان آموخت
آن معلم که لبت را روش جان آموخت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۳۹ - زمین و آسمان از ناله من در خروش آمد
زمین و آسمان از ناله من در خروش آمد
حزین لاهیجی : صفیر دل
بخش ۱۸ - حکایت
دو کس را سر جنگ بود و ستیز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۳۳ - داغ با سینه ارباب محبت چه کند؟
داغ با سینه ارباب محبت چه کند؟
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۱۲ - یک چیز که آن نه یک و چیز است آن چیز
یک چیز که آن نه یک و چیز است آن چیز
آرایه های ادبی : آرایه های معنوی
لف و نشر
«لف» در لغت به معنی پیچیدن و «نشر» به معنی پراکندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند کلمه است در بخشی از کلام که توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است. نکته 1: کلماتی که در بخش اوّل می آیند، «لف» و کلمـاتی که به عنـوان توضیح در بخـش دوم می آیند، «نشر» نام دارند. نکته 2: هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات «لف و نشر» رعایت شده باشد، آن را «لف و نشر مرتب» گویند و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» خوانده می شود. مثال 1: تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم توضیح: واژه های «ببینم» و «بشنوم» لف است. و دو واژه «سمع و بصر» نشر قرار گرفته است. چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات «لف» قرار نگرفته اند، لذا به آن «لف و نشر مشوش» گویند. (بصر شدم تا ببینم، سمع شدم تا بشنوم) مثال 2: دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم. توضیح: دوترکیب «دشمن ملک و دشمن دین» لف و دو ترکیب «پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند. لذا چون توضیح «نشر» با «لف» برابر است، آن را «لف و نشر مرتب» گویند. (پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.)
حافظ : غزلیات
غزل ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۹۱ - خاک ما در گوشه میخانه بودی کاشکی
خاک ما در گوشه میخانه بودی کاشکی
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۴۸ - تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۸ - ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بینا
ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بینا
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۷۳ - چون مونسِ من ز عالم اندوه تو بود
چون مونسِ من ز عالم اندوه تو بود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۴۶ - اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم
اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۳۱ - خردنامه هرمس
ز هرمس که هر مس زر ناب کرد