خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که با استفاده از استعارهها و تشبیههای مختلف، مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی را بیان میکند. شاعر از خواننده میخواهد که برای رسیدن به اهداف والا، از وابستگیهای مادی و دنیوی بگذرد، مانند سایهای که در مقابل خورشید قرار میگیرد. همچنین، بر اهمیت گذشت از خود، ایثار و تلاش برای رسیدن به کمال تأکید میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و آنها را درک کنند.
غزل ۳۸۶ - اگر خورشید خواهی سایه بگذار
اگر خورشید خواهی سایه بگذار
چو مادر هست شیر دایه بگذار ۱
چو با خورشید همتک میتوان شد
ز پس در تک زدن چون سایه بگذار ۲
چو همسایه است با جان تو جانان
بده جان و حق همسایه بگذار ۳
تو را سرمایهٔ هستی بلایی است
زیانت سود کن سرمایه بگذار ۴
چو مردان جوشن و شمشیر برگیر
نهای آخر چو زن پیرایه بگذار ۵
فلک طشت است و اختر خایه در طشت
خیال علم طشت و خایه بگذار ۶
فروتر پایهٔ تو عرش اعلاست
تو برتر رو فروتر پایه بگذار ۷
فرید از مایهٔ هستی جدا شد
تو هم مردی شو و این مایه بگذار ۸
چو مادر هست شیر دایه بگذار ۱
چو با خورشید همتک میتوان شد
ز پس در تک زدن چون سایه بگذار ۲
چو همسایه است با جان تو جانان
بده جان و حق همسایه بگذار ۳
تو را سرمایهٔ هستی بلایی است
زیانت سود کن سرمایه بگذار ۴
چو مردان جوشن و شمشیر برگیر
نهای آخر چو زن پیرایه بگذار ۵
فلک طشت است و اختر خایه در طشت
خیال علم طشت و خایه بگذار ۶
فروتر پایهٔ تو عرش اعلاست
تو برتر رو فروتر پایه بگذار ۷
فرید از مایهٔ هستی جدا شد
تو هم مردی شو و این مایه بگذار ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۵ - میی درده که در ده نیست هشیار
گوهر بعدی:غزل ۳۸۷ - از پس پردهٔ دل دوش بدیدم رخ یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.