خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این ابیات از درد و رنجی که از سوی دیگران متحمل می‌شود، شکایت می‌کند. او از نیش‌های بی‌دلیل، زخم‌های زبان و جفای دیگران می‌گوید و تعجب می‌کند که چرا زیبارویان با وجود روشنایی حسنشان، آتش به خرمن درویشان می‌زنند. همچنین، او از بی‌خردی و مصلحت‌اندیشی مردم و بیگانگی آن‌ها با انسانیت انتقاد می‌کند و در نهایت، به صبر و تحمل توصیه می‌کند، چرا که زخم‌های عاشقانه درمان‌پذیر نیستند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و انتقادهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۳۵ - خوبان که نیش بر جگر ریش می زنند

خوبان که نیش بر جگر ریش می زنند
نوشی نمی دهند چرا نیش می زنند ۱

خار از دلم بزخم زبان کی برون شود؟
بیهوده سوزنی به دل ریش می زنند ۲

در حیرتم که ماه وشان از چراغ حسن
آتش چرا بخرمن درویش می زنند ۳

ره بر بتان بعقل که بندد؟ که این سپاه
اول بعقل مصلحت اندیش می زنند ۴

پیش سگان او که ملک در حساب نیست
بیگانه مردمی که دم از خویش می زنند ۵

اهلی صبور باش که مرهم پذیر نیست
زخمی که گلرخان جفا کیش می زنند ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - امروز دل از آینه جان نظرت کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.