خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد عشق، هجران و جدایی از یار می‌نالد و از رنج‌هایی که این عشق و دوری برایش به همراه داشته سخن می‌گوید. او با وجود تمام دردها، عشق را فراموش نمی‌کند و از این که یار به غم او شاد است، ابراز ناراحتی می‌کند. در پایان، شاعر از دنیا و رنج‌هایش می‌گذرد و به نوعی به بی‌اعتباری دنیا اشاره می‌کند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند درد و رنج عشق و هجران ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۰ - ای عشق، کجا به من فتادی؟

ای عشق، کجا به من فتادی؟
وی درد، به من چه رو نهادی؟ ۱

ای هجر، به جان رسیدم از تو
بس زحمت و دردسر که دادی ۲

از یار خودم جدا فکندی
آخر تو به من کجا فتادی؟ ۳

هرگز نکنم تو را فراموش
ای آنکه مرا همیشه یادی ۴

خرم به غم تو چون نباشم؟
چون تو به غمم همیشه شادی ۵

تا چند خوری، دلا، غم جان؟
با غم همه وقت در جهادی ۶

بگذر ز سر جهان، عراقی
انگار نبودی و نزادی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۹ - ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
گوهر بعدی:غزل ۲۵۱ - چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.