مولوی : غزلیات
غزل ۶۲۲ - جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌روید
جانْ پیشِ تو هر ساعت می‌ریزد و می‌رویَد
عطار نیشابوری : دفتر اول
در آگاهی دل در اسرارو از تقلید دور شدن فرماید
دلا بیدار شو از خواب غفلت
رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْیَنَ چون روى داد موسى به سوى راه مدین قالَ گفت: عَسى‏ رَبِّی أَنْ یَهْدِیَنِی سَواءَ السَّبِیلِ (۲۳) مگر که خداوند من راه من باز نماید بمیان راه راست.
عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۱۱۵ - ای آن که ز درد رسته ای، شرمت باد
ای آن که ز درد رسته ای، شرمت باد
مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۹ - رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو؟
رفتم به کویِ خواجه و گفتم که خواجه کو؟
مولوی : غزلیات
غزل ۷۲۵ - کس با چو تو یار راز گوید؟‌
کَس با چو تو یارْ راز گوید؟‌
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۴۹ - اشارت به خونریزی شیرویه خسرو را و نامبارکی آن بر وی
غرقه خون چون خسرو از شیرویه خفت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۸۶ - تا با لب تو لبم هم دآواز نشد
تا با لب تو لبم هم دآواز نشد
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۱۱۴ - در دیدهٔ ما نظر کن ای شاه
در دیدهٔ ما نظر کن ای شاه
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۲۳ - به میرزا ابراهیم خان نگاشته
قربانت شوم، آن آخوند نجیب غریب و عزیز بی چیز که چرخش معاند است و بختش نامساعد، آلوده قرض است و حمایتش فرض. هر جا پوید کج نگران بر وی راهگذر گیرند، و با هرکس عرض درماندگی راند، اندیشه دیگر سگالند. خود به حکم درایت و فر کفایت همه را دانی در چه کارند و بر چه شمار. کاش یک ساعت حضرت لوط علی نبینا با سرکار احمد(ص) در باب امت راز مرافعت می راند و ساز محاکمت می ساخت. شبهه نبود که از باب تا محراب این گروه انبوه خاص وی می شد و جان اطفال مردم از اندیشه سلخ و قصب و پیشه کار و کسب استخلاص می یافت. باری فقر و استیصال او بر پاکی دامان و پاس قناعت و آلایش وام گواهی امین است. امیدوارم جود بی منت و خوی بی ضنت سرکارش خرسند و کامروا باز گرداند. زیاده عرض و تمنائی ندارم، هر چه کردی و کنی مختاری.
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۰ - حاجیان حرم وصل لقا یافته اند
حاجیان حرم وصل لقا یافته اند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷ - غیر حق را می دهی ره در حریم دل چرا؟
غیر حق را می دهی ره در حریم دل چرا؟
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۹۰ - ایضا له
خواجگانی که پیش ازین بودند
مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۵۷ - پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
پیام کرد مرا بامْداد بَحْرِ عَسَل
جامی : دفتر سوم
بخش ۲۸ - حکایت سنجر و بخشیدن منقل پر لعل و گوهر
سنجر بن ملکشه آن شه راد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۳۸ - ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش
ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش
مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۲۳ - ز کجایی؟ ز کجایی؟ هله ای مجلس سامی
زِ کجایی؟ زِ کجایی؟ هَله ای مَجْلِسِ سامی
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۸۷ - غافل است آن که از دلم دل او
غافل است آن که از دلم دل او
حافظ : غزلیات
غزل ۱۲۳ - مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳۱ - هر فعل که از تو در شمارست، ببین
هر فعل که از تو در شمارست، ببین