صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۰۵ - به فکر عاقبت عاشق نه از غفلت نمی افتد
به فکر عاقبت عاشق نه از غفلت نمی افتد
ملا احمد نراقی : باب چهارم
اسباب مدح و خوش آمدگویی
و بدان که از برای حب مدح و خوش آمدگویی چند سبب است:
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۱۸ - ای صبا قصّه ی دردم بر دلدار بگو
ای صبا قصّه ی دردم بر دلدار بگو
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۰ - مانی قدرت او در دو جهان نقّاش است
مانی قدرت او در دو جهان نقّاش است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۰۵ - مزد دست و تیغ قاتل چشم قربانی بس است
مزد دست و تیغ قاتل چشم قربانی بس است
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۸۸ - عقل گرچه رئیس این دل ماست
عقل گرچه رئیس این دل ماست
سعدی : غزلیات
غزل ۳۸۹ - باز از شراب دوشین در سر خمار دارم
باز از شراب دوشین در سر خمار دارم
خاقانی : قطعات
شماره ۲۷۰ - خواجه بر من در نیک دربست
خواجه بر من در نیک دربست
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۲۶ - السبخه
بود سبخه هبا یعنی هیولا
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوعلی دقاق رحمةالله علیه
آن استاد علم و بیان آن بنیاد کشف و عیان آن گمشده عشق و مودت آن سوخته شوق و محبت آن مخلص درد و اشتیاق شیخ وقت ابوعلی دقاق رحمةالله علیه و قدس الله سره العزیز امام وقت بود و شیخ عهد و سلطان طریقت و پادشاه حقیقت و زبان حق بود در احادیث و تفسیر و بیان و تقریر و وعظ و تذکیر شانی عظیم داشت و در ریاضت و کرامت آیتی بود و در لطایف و حقایق ومقام و حال متعین مرید نصرآبادی بود و بسی مشایخ کبار را دیده بود و خدمت کرده بزرگان گفته‌اند در هر عهدی نوحه‌گری بوده است و نوحه‌گر آن وقت بوعلی دقاقست آن درد شوق و سوز و ذوق که او را بوده است کس را نشان ندهند وهرگز درعمر خویش پشت بازننهاده بود و ابتدا در مرو بود که واقعهٔ بدو فرود آمد چنانکه به یکی از کبار مشایخ گفت: در مرو ابلیس رادیدم که خاک بر سر می‌کرد گفتم ای لعین چه بوده است گفت: خلعتی که هفتصد هزار سالست با منتظر آن بودم و در آرزوی آن می‌سوختم در بر بسر آرد فروشی انداخت.
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۴۷ - دل مو غیرته دلبر نگیره
دل مو غیرته دلبر نگیره
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۷۴ - ز نگهت سحری شوق یار می خیزد
ز نگهت سحری شوق یار می خیزد
ادیب صابر : مقطعات
شماره ۱۹ - پیش پیری دلم حکایت کرد
پیش پیری دلم حکایت کرد
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۶۱ - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکار
ساده مریدی ز جهان شسته دست
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۱۴ - نخواهد آمد آن دلبر دگر در بر اگر آید
نخواهد آمد آن دلبر دگر در بر اگر آید
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۲۶ - در مدیحه گوید
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۷۶ - ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
ای جِبْرَئیل از عشقِ تو اَنْدَر سَما پا کوفْته
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۴۲ - اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
ادیب صابر : غزلیات
شماره ۵۱ - به جان و دل ترا باشم، چه باشد گر مرا باشی
به جان و دل ترا باشم، چه باشد گر مرا باشی
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۱۷ - بردارم دل گر از جهان فرمایی
بردارم دل گر از جهان فرمایی