عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
اوحدالدین کرمانی : اشعار و قطعات پراکندهٔ دیگر
شماره ۸ - عنقاء مُغر بست درین دور خرّمی
عنقاء مُغر بست درین دور خرّمی
فریدون مشیری : آواز آن پرنده غمگین
خار و روزگار
چو خاری به دل داری از روزگار،
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹۲ - صباح عید صیام است ساقیا برخیز
صباح عید صیام است ساقیا برخیز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۳۹ - لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید
لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۰۱ - خیمه دوز
خیمه دوز امرد که دارد آسمان را سرنگون
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۶۳ - با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۱۳ - فرودی باشد و ننگ و جودی
فرودی باشد و ننگ و جودی
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۸۱ - وقال ایضاًیمدح الاتابک الاعظم سعدبن زنگی طاب ثراه ویصف الفرس
مملکت رازنوی داد شکوهی دیگر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۲ - صلح در پرده بود یار به جنگ آمده را
صلح در پرده بود یار به جنگ آمده را
مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۹۷ - چو در دل پای بنهادی،  بشد از دست اندیشه
چو در دل پایْ بِنْهادی،  بِشُد از دستْ اندیشه
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۸ - از باده پس نیامد، رنگ پریده ما
از باده پس نیامد، رنگ پریده ما
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۹ - خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم
خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۱۹ - بس مرد که لاف می‌زد از مردی خویش
بس مرد که لاف می‌زد از مردی خویش
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱ - و له ایضا
من عاشق آن سنگدل تنگ دهانم
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۳۵ - تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون
تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۱۰۰ - بوی مشک و عنبر
صدایی عمه زین طشت زر آید
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۹۰ - خسرو از مازندران آید همی
خسرو از مازندران آید همی
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۳۲ - به نواب فتح الله میرزا نگاشته
فدای خجسته وجودت شوم، مکرر قرب اندیش همایون شهود والا شده ام، و به حسرت بازگشته. امروز هم به دستور ایام گذشته تقرب جستم. همقطاری میرزا ابراهیم گفت آن پاک وجود که بدو زنده ام و از دیربازش بر درگاه خداوندی بنده، متکسر المزاج است و بسیج اندیش درمان و علاج. هنگام دعای صحت است، نه ادعای صحبت، زاید الاوصافم از این قصه پر غصه تیمار رست و پراکندگی زاد، اینک در خواست شفا و سلامت شخص والا را صروف انگیز مسجد وقوف آرای محرابم. جز دعاگوئی از این پیر خسته و اسیر شکسته چه خیزد. کاش خاری که در راه والاست مرا در چشم خلد، تا گروهی سراری و خدم و انبوهی حواشی و حشم به فر سلامت ذات فرخ آسوده مانند، فرد:
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۱۶ - اول نظر که سوی تو جانان نظر کند
اول نظر که سوی تو جانان نظر کند