امیر معزی : قصاید
شماره ۱۰۳ - شهی که گوهر و دینار رایگانی داد
شهی که گوهر و دینار رایگانی داد امیر معزی : قصاید
شماره ۲۴ - چو آتش فلکی شد نهفته زیر حجاب
چو آتش فلکی شد نهفته زیر حجاب امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۱۱ - شبها که گرد کوی تو گردم به یک قدم
شبها که گرد کوی تو گردم به یک قدم مولوی : غزلیات
غزل ۷۶۹ - چه توقف است زین پس همه کاروان روان شد
چه تَوقُّف است زین پَس همه کاروانْ رَوان شُد عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۳۳ - از پس منشین یک دم و در پیش مباش
از پس منشین یک دم و در پیش مباش سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۳ - پسر بوالعطا
آمد پسر دیو بوالعطا را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۵۶ - ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم
ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم ایرج میرزا : قطعه ها
علّت بی تابی نوزاد
دانی که چرا طفل به هَنگامِ تَوَلّد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۴۰ - خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟
خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟ نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرماید
بسیار سالها بسر خاک ما رود غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۳۳ - حقیقت خوف
بدان که خوف حالتی است از احوال دین و آن آتش دور نیست که اندر دل پدید آید و آن را سببی است و ثمره ای. اما سبب وی علم و معرفت است بدان که خطر کار آخرت بیند و اسباب هلاک خویش حاضر و غالب بیند، لابد این آتش در میان جان وی پدید آید. و این از دو معرفت خیزد. یکی آن که خود را و عیوب و گناهان خود را و آفت طاعات و خباثت اخلاق خود را به حقیقت ببیند و با این تقصیرها نعمت حق تعالی بر خویشتن بیند. مثل وی چون کسی بود که از پادشاهی نعمت و خلعت بسیار یافته بود، آنگاه در حرم و خزانه وی خیانتها کند، پس ناگاه بداند که پادشاه وی را در آن خیانت می دیده است و داند که ملک عبور است و منتقم است و بی باک و خود را نزدیک وی هیچ شفیع نداند و هیچ وسیلت و قربت ندارد. لابد آتش در میان جان وی پدید آید چون خطر کار خویش بیند. مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۲۷ - یارب چه دلست این و چه خو دارد این
یارب چه دلست این و چه خو دارد این امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۷۹ - خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند حافظ : غزلیات
غزل ۱۶۸ - گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۶۵ - هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست
هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست مولوی : المجلس الثانی
من فوائده رزقنا الله من موائده
الحمدلله الذی اﻟﻒ بين عجائب الفطر، الغالب علی الکون بما قضی و قدر قسم المواهب علی البشرنافذ مشیتّه و انقاد کل جبار فی زمام الذل بحسن تقدیره و استکان کل کائن فی میادین صنعه و تدبيره احمده و الحمد مدعاه لزواید نعمه و اشکره و الشکر مستزید لغرائب کرمه، و اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و اشهد ان محمداً رسول الله الملک الخلاق المبعوث الی مکارم الاخلاق الباعث بحسن العمل، الناهی عن اتباع الهوی و الزلل صلی الله علیه و علی آله و اصحابه و ازواجه الطیبين الطاهرین و سلم تسلیماً کثيراً. فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - صفت بهار و مدح وزیرزاده ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد
امسال تازه رویتر آمد همی بهار ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۶۳ - چون کار تو دل شکستن من باشد
چون کار تو دل شکستن من باشد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۸۰ - صبح بر شب شتاب میآرد
صبح بر شب شتاب میآرد کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۳۲ - تاریخ مسافرت کلیم از هند به عراق
طالب ز هوای پرستی هند
شماره ۱۰۳ - شهی که گوهر و دینار رایگانی داد
شهی که گوهر و دینار رایگانی داد امیر معزی : قصاید
شماره ۲۴ - چو آتش فلکی شد نهفته زیر حجاب
چو آتش فلکی شد نهفته زیر حجاب امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۱۱ - شبها که گرد کوی تو گردم به یک قدم
شبها که گرد کوی تو گردم به یک قدم مولوی : غزلیات
غزل ۷۶۹ - چه توقف است زین پس همه کاروان روان شد
چه تَوقُّف است زین پَس همه کاروانْ رَوان شُد عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۳۳ - از پس منشین یک دم و در پیش مباش
از پس منشین یک دم و در پیش مباش سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۳ - پسر بوالعطا
آمد پسر دیو بوالعطا را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۵۶ - ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم
ما در محیط حادثه لنگر فکنده ایم ایرج میرزا : قطعه ها
علّت بی تابی نوزاد
دانی که چرا طفل به هَنگامِ تَوَلّد میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۴۰ - خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟
خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟ نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرماید
بسیار سالها بسر خاک ما رود غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۳۳ - حقیقت خوف
بدان که خوف حالتی است از احوال دین و آن آتش دور نیست که اندر دل پدید آید و آن را سببی است و ثمره ای. اما سبب وی علم و معرفت است بدان که خطر کار آخرت بیند و اسباب هلاک خویش حاضر و غالب بیند، لابد این آتش در میان جان وی پدید آید. و این از دو معرفت خیزد. یکی آن که خود را و عیوب و گناهان خود را و آفت طاعات و خباثت اخلاق خود را به حقیقت ببیند و با این تقصیرها نعمت حق تعالی بر خویشتن بیند. مثل وی چون کسی بود که از پادشاهی نعمت و خلعت بسیار یافته بود، آنگاه در حرم و خزانه وی خیانتها کند، پس ناگاه بداند که پادشاه وی را در آن خیانت می دیده است و داند که ملک عبور است و منتقم است و بی باک و خود را نزدیک وی هیچ شفیع نداند و هیچ وسیلت و قربت ندارد. لابد آتش در میان جان وی پدید آید چون خطر کار خویش بیند. مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵۲۷ - یارب چه دلست این و چه خو دارد این
یارب چه دلست این و چه خو دارد این امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۷۹ - خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند حافظ : غزلیات
غزل ۱۶۸ - گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۶۵ - هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست
هر که را دیدیم در عالم گرفتار خودست مولوی : المجلس الثانی
من فوائده رزقنا الله من موائده
الحمدلله الذی اﻟﻒ بين عجائب الفطر، الغالب علی الکون بما قضی و قدر قسم المواهب علی البشرنافذ مشیتّه و انقاد کل جبار فی زمام الذل بحسن تقدیره و استکان کل کائن فی میادین صنعه و تدبيره احمده و الحمد مدعاه لزواید نعمه و اشکره و الشکر مستزید لغرائب کرمه، و اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و اشهد ان محمداً رسول الله الملک الخلاق المبعوث الی مکارم الاخلاق الباعث بحسن العمل، الناهی عن اتباع الهوی و الزلل صلی الله علیه و علی آله و اصحابه و ازواجه الطیبين الطاهرین و سلم تسلیماً کثيراً. فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - صفت بهار و مدح وزیرزاده ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد
امسال تازه رویتر آمد همی بهار ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۶۳ - چون کار تو دل شکستن من باشد
چون کار تو دل شکستن من باشد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۸۰ - صبح بر شب شتاب میآرد
صبح بر شب شتاب میآرد کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۳۲ - تاریخ مسافرت کلیم از هند به عراق
طالب ز هوای پرستی هند