خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به بیان عشق و دلبستگی شدید خود به معشوقهای با ویژگیهای خاص مانند لبهای تنگ و شیرین و زلفهای کافر میپردازد. او آرزو دارد در مجلس شادی در کنار معشوق باشد، به او بوسه بزند و از عشق او لذت ببرد. شاعر حتی حاضر است به خاطر معشوق، دنیا و دین خود را فدا کند و جان خود را در راه او بدهد. در پایان، از درد عشق و فراق شکایت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۳۱ - و له ایضا
من عاشق آن سنگدل تنگ دهانم
دل بسته آن پسته ی شیرین فلانم ۱
خواهم که برش بر بر چون سیم بسایم
خواهم که لبش بر لب شیرین برسانم ۲
آیا بود آن روز که در مجلس شادی
بنشینم و در صحبت خویشش بنشانم ۳
گه بوسه دهم بر لب شیرین چو قندش
گه کام دل از پسته ی تنگش بستانم ۴
گر کفر دو زلفش ببرد دنیی و دینم
ور غمزه ی شوخش بستاند دل و جانم ۵
من ترک چنان ترک پری چهره نگویم
همچون سر و زر در قدمش جان بفشانم ۶
فریاد که چون حیدر ازین داغ جگر سوز
از هفت فلک می گذرد آه و فغانم ۷
دل بسته آن پسته ی شیرین فلانم ۱
خواهم که برش بر بر چون سیم بسایم
خواهم که لبش بر لب شیرین برسانم ۲
آیا بود آن روز که در مجلس شادی
بنشینم و در صحبت خویشش بنشانم ۳
گه بوسه دهم بر لب شیرین چو قندش
گه کام دل از پسته ی تنگش بستانم ۴
گر کفر دو زلفش ببرد دنیی و دینم
ور غمزه ی شوخش بستاند دل و جانم ۵
من ترک چنان ترک پری چهره نگویم
همچون سر و زر در قدمش جان بفشانم ۶
فریاد که چون حیدر ازین داغ جگر سوز
از هفت فلک می گذرد آه و فغانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۰ - فی البدیهه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۲ - و له ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.