خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی، وحدت وجود، و حالات روحانی میپردازد. شاعر از رقص ذرات هستی به وجد آمده و سرود عشق را از عالم غیب میشنود. او عشق را محور هستی میداند و کسانی که منکر عشق هستند را نابینا و گمراه میخواند. در پایان، شاعر از درد فراق مینالد و اشک میریزد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص ادبیات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۳ - فرودی باشد و ننگ و جودی
فرودی باشد و ننگ و جودی
که نبود پیش جودت در سجودی ۱
مراگویی :چه میگویی؟ چه گویم؟
ثنای شاهد فرد ودودی ۲
همه ذرات در رقصند ازین حال
نباشد این رواقص بی سرودی ۳
سرود از عالم غیبست، هش دار!
سرود اعتدالی با شهودی ۴
سرود اولیا اینست، ای دوست
نه این جا نغمه چنگی، نه عودی ۵
نی و دف هر دو همرازان عشقند
که باشدشان بهم گفت و شنودی ۶
کسی کو منکر عشقست در راه
چه باشد؟ جاحدی، کور و کبودی ۷
ز بود خود بفریادیم، زنهار!
چه خوش بودی که بود ما نبودی! ۸
ز قول قاسمی هر روزکی چند
روان می سازم از دیده دو رودی ۹
که نبود پیش جودت در سجودی ۱
مراگویی :چه میگویی؟ چه گویم؟
ثنای شاهد فرد ودودی ۲
همه ذرات در رقصند ازین حال
نباشد این رواقص بی سرودی ۳
سرود از عالم غیبست، هش دار!
سرود اعتدالی با شهودی ۴
سرود اولیا اینست، ای دوست
نه این جا نغمه چنگی، نه عودی ۵
نی و دف هر دو همرازان عشقند
که باشدشان بهم گفت و شنودی ۶
کسی کو منکر عشقست در راه
چه باشد؟ جاحدی، کور و کبودی ۷
ز بود خود بفریادیم، زنهار!
چه خوش بودی که بود ما نبودی! ۸
ز قول قاسمی هر روزکی چند
روان می سازم از دیده دو رودی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۲ - گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۴ - گر جان بهوای تو گرفتار نبودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.