این شعر از حافظ، با زبانی طنزآمیز و انتقادی، به موضوعاتی مانند گذر عمر، ریاکاری در زهد، و لذتجویی میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که در صبح عید فطر برخیزد و به بادهنوشی روی آورد، چرا که عمر به بطالت گذشته و زاهد نیز به فریب متوسل شده است. او تأکید میکند که روزهداری واقعی نیست و حتی زاهد نیز از باده پرهیز نمیکند. شعر با تصاویر زیبا و کنایههای ظریف، به انتقاد از جامعه و ارزشهای ظاهری میپردازد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از طنز و کنایههای ظریف ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. علاوه بر این، اشاره به موضوعاتی مانند بادهنوشی و ریاکاری مذهبی، محتوایی است که更适合 برای سنین بالاتر.
شماره ۱۹۲ - صباح عید صیام است ساقیا برخیز
که مدتی به بطالت گذشت عمر عزیز ۱
شکست رونق زهد آنچنان که زاهد هم
پی فریب ندارد به سجه دست آویز ۲
گمان مبر که به شرع اهتمام روزه بود
به غایتی که هم از باده کس کند پرهیز ۳
چه غم دمیدت اگر خط که حسن نقصی از آن
در این زمانه نیاید به چشم اهل تمیز ۴
شد آفتاب رخت تا نهان زدیده او
(سحاب) را چو سحاب است چشم گوهر ریز ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.