قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در ستایش شاهزا‌دهٔ‌ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه‌ گوید
گنج پنهان بود یزدان خواست کاید آشکار
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۱۰۰ - جلوس شه غیاث الدین و دنیا تغلق غازی فراز تخت سلطانی چو افریدون و اسکندر
مبارک روز شنبه گاه پیشین
انوری : رباعیات
رباعی ۲۹۶ - دی کرد وداع بر جناح سفرم
دی کرد وداع بر جناح سفرم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۷۰ - دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد
دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد
عطار نیشابوری : باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن
شماره ۱۲ - نی از سر زلفت خبری میرسدم
نی از سر زلفت خبری میرسدم
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۸۲۱ - آنخان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
آنخان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
جمال‌الدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۰ - باز مرا عشق گریبان گرفت
باز مرا عشق گریبان گرفت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۴۲ - خواهد از شاخ مکافات به صدرنگ دمید
خواهد از شاخ مکافات به صدرنگ دمید
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ اشعار ترکی
گئتمه ترسا بالاسی
ایذن وئر توی گئجه‌سی من ده سنه دایه‌گلیم
انوری : رباعیات
رباعی ۲۲۴ - ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر
ای عشق به جز غمم رفیقی دگر آر
عبدالقهّار عاصی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۵ - بهار امسال ماتم می‌فروشد
بهار امسال ماتم می‌فروشد
فصیحی هروی : قطعات
شمارهٔ ۱۹ - ماده تاریخ وفات شیخ حبیب‌الله
هزار حیف که شیخ زمان حبیب‌الله
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۳۸ - از بادهٔ عشق تو خماری دارم
از بادهٔ عشق تو خماری دارم
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۱۰ - سازی اگرم به سینه مأوا چه شود
سازی اگرم به سینه مأوا چه شود
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۷۰۰ - عارف چو بحر باید: لب خشک و رخ گشاده
عارف چو بحر باید: لب خشک و رخ گشاده
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۱۵ - مردیکه بهست و نیست قانع گردد
مردیکه بهست و نیست قانع گردد
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ - در ستایش امیرالامراءالعظام نظام‌الدوله حسین خان حکمران فارس فرماید
صبح چون خورشید رخشان رخ نمود از کوهسار
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۳۹ - تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان
تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۹۲ - بیا جانا دل پُر درد مو بین
بیا جانا دل پُر درد مو بین
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵ - یار من خسرو خوبان و لبش شیرین است
یار من خسرو خوبان و لبش شیرین است