کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۳۰ - لعل تو طریق مهربانی داند
لعل تو طریق مهربانی داند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۴۵ - سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
محمد بن منور : باب اول - در ابتداء حالت شیخ
بخش ۲۰ - و شیخ بوالعباس قصاب خرقه ازدست محمدبن عبداللّه الطبری داشت و او از بومحمد جریری و او از جنید و او از سری سقطی و او از معروف کرخی و او از داود طایی و ا
و شیخ بوالعباس قصاب خرقه ازدست محمدبن عبداللّه الطبری داشت و او از بومحمد جریری و او از جنید و او از سری سقطی و او از معروف کرخی و او از داود طایی و او از حبیب عجمی و او از حسن بصری و او از امیرالمؤمنین علی رضی اللّه عنهم اجمعین و او از دست مصطفی صلوات اللّه و سلامه علیه.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۳۰ - نازنینان و چاربالش ناز
نازنینان و چاربالش ناز
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۶۱ - از گلشن دل نصیب من خار رسید
از گلشن دل نصیب من خار رسید
سعدی : مراثی
در مرثیهٔ اتابک ابوبکر بن سعد زنگی
به اتفاق دگر دل به کس نباید داد
اوحدالدین کرمانی : الباب السابع: فی خصال الحمیده عن العقل و العلم و ما یحذو جذو هذا النمط
شماره ۱۸ - و آنها که به دستار سر افراخته اند
و آنها که به دستار سر افراخته اند
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۶۶ - ای که هم دردی و هم درمان من
ای که هم دردی و هم درمان من
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۸۳- تاریخ تولد محمد جعفر ساغر فرزند هنر
شد موهبت جناب هنر را ز کتم غیب
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۵۹ - زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد
زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۳ - شراب خواهد
ای کریمی که در عطا دادن
عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۳۳ - در بیان تعرض آن شهسوار میدان حقیقت از جهان تجرد بعالم تقید و توجه و تفقد به خواهر خود بر مذاق عارفان گوید:
در بیان تعرض آن شهسوار میدان حقیقت از جهان تجرد بعالم تقید و توجه و تفقد به خواهر خود بر مذاق عارفان گوید:
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۲۹ - چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم
چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۵۶ - در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۰۳ - یکی گفت یا شیخ بنده به گناه از بندگی بیفتد؟ شیخ گفت چون بنده بودنه، پدر ما آدم چ
یکی گفت یا شیخ بنده به گناه از بندگی بیفتد؟ شیخ گفت چون بنده بودنه، پدر ما آدم چون بنده بود به گناه از خداوند بنه افتاد بندۀ او باش هر کجا خواهی باش ذَنبٌ مَعَ الافتقارِ خَیرٌ من طاعَةٍ مَعَ الاِفْتِخار آدم افتقار آورد و ابلیس افتخار لولا العصاة لَضاعَ رحمة اللّه.
سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - موعظه در اجتناب از غرور و کبر و حرص
ای خداوندان مال الاعتبار الاعتبار
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۰۲ - ای غنچه که خنده هر دم از سر گیری
ای غنچه که خنده هر دم از سر گیری
غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۱۵ - دود سودایی تتق بست آسمان نامیدمش
دود سودایی تتق بست آسمان نامیدمش
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۵۴ - رفتی ای خواجه و زیان کردی
رفتی ای خواجه و زیان کردی
میرداماد : قصاید
شماره ۱ - ای از سها ز عکس رخت کمتر آفتاب
ای از سها ز عکس رخت کمتر آفتاب