خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از درد دل، عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید و از او به عنوان تنها مرهم زخمهای دل یاد میکند. همچنین، شاعر تأکید میکند که معشوق تنها محرم اسرار دل اوست و هیچکس دیگری لیاقت شنیدن سخنان عشق را ندارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد دل و وابستگی شدید عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۶ - شکرلله که شدی باخبر از عالم دل
شکرلله که شدی باخبر از عالم دل
اندکی با تو توان گفت کنون از غم دل ۱
زخم دل خوردی و از درد دل آگاه شدی
میتوان از لب تو جست کنون مرهم دل ۲
دل ز کف دادی و بیدل شدی و بگرفته است
حلقه زلف سیاه تو کنون ماتم دل ۳
سخن عشق مگو با دل نامحرم غیر
که بغیر دل من نیست ترا محرم دل ۴
ای سلیمان که بحکم تو بود دیو و پری
ندهی تا بکف اهرمنان خاتم دل ۵
جان بعشق تو سپردم که توئی راحت جان
دل بمهر تو نهادم که توئی همدم دل ۶
جان اگر نیست نثار تو، ندارم غم جان
دل اگر نیست فدای تو، بگیرم کم دل ۷
اندکی با تو توان گفت کنون از غم دل ۱
زخم دل خوردی و از درد دل آگاه شدی
میتوان از لب تو جست کنون مرهم دل ۲
دل ز کف دادی و بیدل شدی و بگرفته است
حلقه زلف سیاه تو کنون ماتم دل ۳
سخن عشق مگو با دل نامحرم غیر
که بغیر دل من نیست ترا محرم دل ۴
ای سلیمان که بحکم تو بود دیو و پری
ندهی تا بکف اهرمنان خاتم دل ۵
جان بعشق تو سپردم که توئی راحت جان
دل بمهر تو نهادم که توئی همدم دل ۶
جان اگر نیست نثار تو، ندارم غم جان
دل اگر نیست فدای تو، بگیرم کم دل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - هر چه در قرآن خدا فرموده از خمرو عسل
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - این خواجه گر رهد ز غم و حسرت اجل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.