خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود سخن میگوید، از غفلتهای گذشته اظهار ندامت میکند و از حسرت فرصتهای از دست رفته مینالد. او همچنین به مشکلات اجتماعی مانند دوری مردم از یکدیگر و نابسامانیهای جامعه اشاره میکند و احساس تنهایی و بیپناهی خود را بیان میدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ندامت، حسرت و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۲۷ - حضور دل نبود با عبادتی که مراست
حضور دل نبود با عبادتی که مراست
تمام سجدهٔ سهوست طاعتی که مراست ۱
نفس چگونه برآید ز سینهام بی آه؟
ز عمر رفته به غفلت ندامتی که مراست ۲
ز داغ گمشده فرزند جانگدازترست
ز فوت وقت به دل داغ حسرتی که مراست ۳
اگر به قدر سفر فکر توشه باید کرد
نفس چگونه کند راست، فرصتی که مراست؟ ۴
ز گرد لشکر بیگانه مملکت را نیست
ز آشنایی مردم کدورتی که مراست ۵
چو کوتهی نبود در رسایی قسمت
چرا دراز شود دست حاجتی که مراست؟ ۶
سراب را ز جگر تشنگان بادیه نیست
ز میزبانی مردم خجالتی که مراست ۷
به هم، چو شیر و شکر، سنگ و شیشه میجوشد
اگر برون دهم از دل محبتی که مراست ۸
چو غنچه سر به گریبان کشیدهام صائب
نسیم راه نیابد به خلوتی که مراست ۹
تمام سجدهٔ سهوست طاعتی که مراست ۱
نفس چگونه برآید ز سینهام بی آه؟
ز عمر رفته به غفلت ندامتی که مراست ۲
ز داغ گمشده فرزند جانگدازترست
ز فوت وقت به دل داغ حسرتی که مراست ۳
اگر به قدر سفر فکر توشه باید کرد
نفس چگونه کند راست، فرصتی که مراست؟ ۴
ز گرد لشکر بیگانه مملکت را نیست
ز آشنایی مردم کدورتی که مراست ۵
چو کوتهی نبود در رسایی قسمت
چرا دراز شود دست حاجتی که مراست؟ ۶
سراب را ز جگر تشنگان بادیه نیست
ز میزبانی مردم خجالتی که مراست ۷
به هم، چو شیر و شکر، سنگ و شیشه میجوشد
اگر برون دهم از دل محبتی که مراست ۸
چو غنچه سر به گریبان کشیدهام صائب
نسیم راه نیابد به خلوتی که مراست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶ - درون گنبد گردون فتنه بار مخسب
گوهر بعدی:غزل ۲۸ - از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.