ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - هیچ دلی از محبت خالی نیست
بدان که همچنان که قدمای اهل حکمت تصریح کرده اند، قوام همه موجودات به محبت منوط، و انتظام سلسله ممکنات بدان مربوط است و هیچ دلی نیست که از لمعه محبت در آن نوری نه، و هیچ سری نیست که از شئه آن در او شوری نه نشاط و رقص افلاک از شور صهبای محبت است و مستی و بیهوشی مرکز خاک از سکر باده مودت «بسم الله مجریها و مرسیها». ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - معالجه طول أمل
بدان که معالجه مرض طول أمل، یاد مرگ و خیال مردن است، زیرا یاد مرگ، آدمی را از دنیا دلگیر و دل را از دنیا سیر می سازد و از این جهت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بسیار یاد آورید شکننده لذتها را عرض کردند: یا رسول الله آن چیست؟ فرمود: موت است، و هیچ بنده ای نیست که حقیقت آن را یاد کند مگر اینکه وسعت دنیا بر او تنگ می شود و اگر شدت و ألمی دارد و دل او به سبب امری از دنیا تنگ شده است گشاده می گردد» و به آن حضرت عرض کردند که «آیا کسی با شهدای أحد محشور خواهد شد؟ فرمود: بلی کسی که شبانه روزی بیست مرتبه مرگ را یاد کند» و فرمود: «کسی که شایسته عنایت و دوستی حق شود، و سزاوار سعادت گردد، أجل پیش چشم او آید، و همیشه در برابر او باشد، و أمل و أمید دنیا به پشت سر وی رود یعنی همیشه در فکر مرگ باشد و هیچ در یاد أمور دنیوی و اسباب زندگانی نباشد و چون کسی مستحق شقاوت و دوستی شیطان شود و شایسته آن باشد که شیطان متولی امور و صاحب اختیار او باشد برعکس آن می شود یعنی أمل به پیش چشم وی آید و أجل به پشت سر او رود». احمد شاملو : دشنه در دیس
گفتی که باد مردهست ...
گفتی که: احمد شاملو : دشنه در دیس
ضیافت
حماسهی جنگلهای سیاهکل احمد شاملو : ابراهیم در آتش
محاق
به گوهر مراد فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۴۱ - ای کاش! به سوی وصل راهی بودی
ای کاش! به سوی وصل راهی بودی میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۶ - دی با یاری بسوی گرمابه شدم
دی با یاری بسوی گرمابه شدم مولوی : رباعیات
رباعی ۷۹۴ - گفتم بیتی نگار از من رنجید
گفتم بیتی نگار از من رنجید احمد شاملو : ابراهیم در آتش
شبانه
مرا جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۶ - در فضیلت کلام موزون که هر نوع از آن بحریست مشحون به لآلی مکنون و جواهر گوناگون
ای پر از آوازه کوس سخن ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - شرافت گمنامی و بی اعتباری در نظر مردم
بدان که ضد حب جاه و شهرت محبت گمنامی و بی اعتباری خود در نظر مردم است و آن شعبه ای است از زهد و از جمله صفات حسنه مومنین و خصال پسندیده مقربین است. عطار نیشابوری : پندنامه
در بیان چارچیز که از عطاهای خداست
چارچیز است از عطاهای کریم احمد شاملو : شکفتن در مه
که زندانِ مرا بارو مباد
که زندانِ مرا بارو مباد اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۱۸ - گله هجر تو با وصل تو میکردم دوش
گله هجر تو با وصل تو میکردم دوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۶۲ - خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟
خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟ احمد شاملو : شکفتن در مه
نامه
بدان زمان که شود تیره روزگار، پدر! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۰۴ - چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟
چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟ احمد شاملو : مرثیههای خاک
تمثیل
به پوران صلحکل و سیروس طاهباز ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت هفدهم - معنی و حقیقت غیبت
و کلام در آن، یا در حقیقت و معنی آن است یا گناه و مفاسد آن، یا معالجه و کفاره آن، یا آنچه استثناء شده و تجویز آن شده است از افراط آن، یا در بیان ضد آن است. سعدی : مثنویات
شماره ۲۸ - قیمت عمر اگر بداند مرد
قیمت عمر اگر بداند مرد
فصل - هیچ دلی از محبت خالی نیست
بدان که همچنان که قدمای اهل حکمت تصریح کرده اند، قوام همه موجودات به محبت منوط، و انتظام سلسله ممکنات بدان مربوط است و هیچ دلی نیست که از لمعه محبت در آن نوری نه، و هیچ سری نیست که از شئه آن در او شوری نه نشاط و رقص افلاک از شور صهبای محبت است و مستی و بیهوشی مرکز خاک از سکر باده مودت «بسم الله مجریها و مرسیها». ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - معالجه طول أمل
بدان که معالجه مرض طول أمل، یاد مرگ و خیال مردن است، زیرا یاد مرگ، آدمی را از دنیا دلگیر و دل را از دنیا سیر می سازد و از این جهت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بسیار یاد آورید شکننده لذتها را عرض کردند: یا رسول الله آن چیست؟ فرمود: موت است، و هیچ بنده ای نیست که حقیقت آن را یاد کند مگر اینکه وسعت دنیا بر او تنگ می شود و اگر شدت و ألمی دارد و دل او به سبب امری از دنیا تنگ شده است گشاده می گردد» و به آن حضرت عرض کردند که «آیا کسی با شهدای أحد محشور خواهد شد؟ فرمود: بلی کسی که شبانه روزی بیست مرتبه مرگ را یاد کند» و فرمود: «کسی که شایسته عنایت و دوستی حق شود، و سزاوار سعادت گردد، أجل پیش چشم او آید، و همیشه در برابر او باشد، و أمل و أمید دنیا به پشت سر وی رود یعنی همیشه در فکر مرگ باشد و هیچ در یاد أمور دنیوی و اسباب زندگانی نباشد و چون کسی مستحق شقاوت و دوستی شیطان شود و شایسته آن باشد که شیطان متولی امور و صاحب اختیار او باشد برعکس آن می شود یعنی أمل به پیش چشم وی آید و أجل به پشت سر او رود». احمد شاملو : دشنه در دیس
گفتی که باد مردهست ...
گفتی که: احمد شاملو : دشنه در دیس
ضیافت
حماسهی جنگلهای سیاهکل احمد شاملو : ابراهیم در آتش
محاق
به گوهر مراد فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۴۱ - ای کاش! به سوی وصل راهی بودی
ای کاش! به سوی وصل راهی بودی میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۶ - دی با یاری بسوی گرمابه شدم
دی با یاری بسوی گرمابه شدم مولوی : رباعیات
رباعی ۷۹۴ - گفتم بیتی نگار از من رنجید
گفتم بیتی نگار از من رنجید احمد شاملو : ابراهیم در آتش
شبانه
مرا جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۶ - در فضیلت کلام موزون که هر نوع از آن بحریست مشحون به لآلی مکنون و جواهر گوناگون
ای پر از آوازه کوس سخن ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - شرافت گمنامی و بی اعتباری در نظر مردم
بدان که ضد حب جاه و شهرت محبت گمنامی و بی اعتباری خود در نظر مردم است و آن شعبه ای است از زهد و از جمله صفات حسنه مومنین و خصال پسندیده مقربین است. عطار نیشابوری : پندنامه
در بیان چارچیز که از عطاهای خداست
چارچیز است از عطاهای کریم احمد شاملو : شکفتن در مه
که زندانِ مرا بارو مباد
که زندانِ مرا بارو مباد اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۱۸ - گله هجر تو با وصل تو میکردم دوش
گله هجر تو با وصل تو میکردم دوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۶۲ - خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟
خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟ احمد شاملو : شکفتن در مه
نامه
بدان زمان که شود تیره روزگار، پدر! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۰۴ - چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟
چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟ احمد شاملو : مرثیههای خاک
تمثیل
به پوران صلحکل و سیروس طاهباز ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت هفدهم - معنی و حقیقت غیبت
و کلام در آن، یا در حقیقت و معنی آن است یا گناه و مفاسد آن، یا معالجه و کفاره آن، یا آنچه استثناء شده و تجویز آن شده است از افراط آن، یا در بیان ضد آن است. سعدی : مثنویات
شماره ۲۸ - قیمت عمر اگر بداند مرد
قیمت عمر اگر بداند مرد