اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز محکومی مسلمان خود فروش است
ز محکومی مسلمان خود فروش است وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۵ - در صیدگهت که جان طربساز آید
در صیدگهت که جان طربساز آید احمد شاملو : باغ آینه
باران
آنگاه بانویِ پُرغرورِ عشقِ خود را دیدم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۵۵ - با خرابیهای ظاهر، دلنشین افتادهام
با خرابیهای ظاهر، دلنشین افتادهام سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۴۲۹ - الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۹۹ - آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۵ - ابومحفوظ معروف بن فیروز الکرخی
و از این طائفه بود ابومحفوظ معروف بن فیروز الکرخی از جملۀ پیران بزرگ بود و دعاءِ او مستجاب بود. بغدادیانرا هر حال کی پیش آید بسر گور وی شوند و دعا کنند شفا پدیدار آید. و گویند گور معروف تریاک آزموده است. جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۵۶ - از جان وصل خویش فرستم نواله ای
از جان وصل خویش فرستم نواله ای سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۸۴ - در بیان آنکه هر نبی و ولی بر همه معجزات و کرامات قادر بود. اگرچه هر یکی معجزه و کرامتی ظاهر کرد، الا بر تمامت قادر بود. بحسب اقتضای هر دوری چیزی نمود یکی شق قمر کرد و یکی مرده زنده کرد و همچنین الی مالانهایه. چنانکه طبیب هر رنجوری را دوائی دیگر کند لایق رنجش نه از آن است که همان مقدار میداند اما در آن محل آن میباید، نظیر این بسیار است. چون اولیاء و انبیاء علیهم السلام مظهر و آلت حقاند هرچه آلت کند در حقیقت صانع کرده باشد همچنانکه قلم در دست نویسنده مختار نیست اختیار در دست کاتب است پس چون از صورت ایشان معجزهها و کرامتها را حق تعالی مینماید چون توان گفتن که حق بر بعضی قادر نیست این سخن و این اندیشه فی الحقیقه کفر باشد.
هر ولی جملۀ کرامت داشت مولوی : رباعیات
رباعی ۶۰۲ - تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۹ - فکند آن پنجه داور گهی از راست گاهی چپ
فکند آن پنجه ی داور، گهی از راست گاهی چپ عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۹۰ - ای آن که درین حبس جهان ماندهای
ای آن که درین حبس جهان ماندهای خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۴ - گر نه مرغ چمن از هم نفس خویش جداست
گر نه مرغ چمن از هم نفس خویش جداست شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۸۱ - مخلوق خدا همه نکو می دارش
مخلوق خدا همه نکو می دارش صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۴ - ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا
ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲ - در دل همه در گره گشایی ست خدا
در دل همه در گره گشایی ست خدا جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۶۲ - اسراف مکن
اسراف مکن ببذل مالت نهج البلاغه : خطبه ها
هشدار از غفلت زدگى
و من خطبة له عليهالسلام بعثة النبي بَعَثَهُ حِينَ لاَ عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لاَ مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لاَ مَنْهَجٌ وَاضِحٌ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۰۲ - رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است
رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۰۷ - هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
ز محکومی مسلمان خود فروش است
ز محکومی مسلمان خود فروش است وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۵ - در صیدگهت که جان طربساز آید
در صیدگهت که جان طربساز آید احمد شاملو : باغ آینه
باران
آنگاه بانویِ پُرغرورِ عشقِ خود را دیدم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۵۵ - با خرابیهای ظاهر، دلنشین افتادهام
با خرابیهای ظاهر، دلنشین افتادهام سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۴۲۹ - الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۹۹ - آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۵ - ابومحفوظ معروف بن فیروز الکرخی
و از این طائفه بود ابومحفوظ معروف بن فیروز الکرخی از جملۀ پیران بزرگ بود و دعاءِ او مستجاب بود. بغدادیانرا هر حال کی پیش آید بسر گور وی شوند و دعا کنند شفا پدیدار آید. و گویند گور معروف تریاک آزموده است. جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۵۶ - از جان وصل خویش فرستم نواله ای
از جان وصل خویش فرستم نواله ای سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۸۴ - در بیان آنکه هر نبی و ولی بر همه معجزات و کرامات قادر بود. اگرچه هر یکی معجزه و کرامتی ظاهر کرد، الا بر تمامت قادر بود. بحسب اقتضای هر دوری چیزی نمود یکی شق قمر کرد و یکی مرده زنده کرد و همچنین الی مالانهایه. چنانکه طبیب هر رنجوری را دوائی دیگر کند لایق رنجش نه از آن است که همان مقدار میداند اما در آن محل آن میباید، نظیر این بسیار است. چون اولیاء و انبیاء علیهم السلام مظهر و آلت حقاند هرچه آلت کند در حقیقت صانع کرده باشد همچنانکه قلم در دست نویسنده مختار نیست اختیار در دست کاتب است پس چون از صورت ایشان معجزهها و کرامتها را حق تعالی مینماید چون توان گفتن که حق بر بعضی قادر نیست این سخن و این اندیشه فی الحقیقه کفر باشد.
هر ولی جملۀ کرامت داشت مولوی : رباعیات
رباعی ۶۰۲ - تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۹ - فکند آن پنجه داور گهی از راست گاهی چپ
فکند آن پنجه ی داور، گهی از راست گاهی چپ عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۹۰ - ای آن که درین حبس جهان ماندهای
ای آن که درین حبس جهان ماندهای خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۴ - گر نه مرغ چمن از هم نفس خویش جداست
گر نه مرغ چمن از هم نفس خویش جداست شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۸۱ - مخلوق خدا همه نکو می دارش
مخلوق خدا همه نکو می دارش صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۴ - ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا
ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲ - در دل همه در گره گشایی ست خدا
در دل همه در گره گشایی ست خدا جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۶۲ - اسراف مکن
اسراف مکن ببذل مالت نهج البلاغه : خطبه ها
هشدار از غفلت زدگى
و من خطبة له عليهالسلام بعثة النبي بَعَثَهُ حِينَ لاَ عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لاَ مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لاَ مَنْهَجٌ وَاضِحٌ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۰۲ - رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است
رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۰۷ - هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست