خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی و پیچیدگی زلف معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به رفتار اغیار و مذلّت عاشق دارد و در پایان، از دشواریهای راه عشق میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۸۹ - بر دست پیچ آن سر زلفین پیچ پیچ
بر دست پیچ آن سر زلفین پیچ پیچ
هیچست آن دهان تو دل را منه به هیچ ۱
پیچست و تاب در سر زلفین دلبران
گر عاقلی تو با سر زلفین او مپیچ ۲
اغیار جز مذلّت عاشق نمی کنند
لیکن ندیم هیچ نگوید بجز مزیچ ۳
طبّاخ اگر به آش تو تقصیر می کند
او را گناه نیست ندارد مگر هویچ ۴
گفتم شبی به زلف نگارم که درکشم
راهیست بس دراز و پرآشوب و پیچ پیچ ۵
هیچست آن دهان تو دل را منه به هیچ ۱
پیچست و تاب در سر زلفین دلبران
گر عاقلی تو با سر زلفین او مپیچ ۲
اغیار جز مذلّت عاشق نمی کنند
لیکن ندیم هیچ نگوید بجز مزیچ ۳
طبّاخ اگر به آش تو تقصیر می کند
او را گناه نیست ندارد مگر هویچ ۴
گفتم شبی به زلف نگارم که درکشم
راهیست بس دراز و پرآشوب و پیچ پیچ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۸ - بجز خیال تو در چشم ما نیاید هیچ
گوهر بعدی:شماره ۳۹۰ - چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.