خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیوفایی و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق با وجود لطف و مهربانی با دیگران، به او توجهی نکرده و رحمی بر دل خستهاش ننموده است. او خود را گدای غریبی میداند که از پادشاه جهانی طلب ترحم دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۹۰ - چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
به حال خسته دلان جز جفا نکردی هیچ ۱
چرا ز لعل لب آبدار خود کامم
شبی ز روی ارادت روا نکردی هیچ ۲
طبیب درد منی راست گو که از چه سبب
ز روز وصل دلم را دوا نکردی هیچ ۳
به لطف با همه کس در میان و بس شادان
به بخت ما بجز از ماجرا نکردی هیچ ۴
بسی خطاب کشیدم ز روز هجرانت
به وصل ما تو به غیر از خطا نکردی هیچ ۵
چو سرو ناز خرامیده ای میان چمن
نظر ز روی عنایت به ما نکردی هیچ ۶
تو پادشاه جهانی و من گدای غریب
ترحمی ز چه رو بر گدا نکردی هیچ ۷
به حال خسته دلان جز جفا نکردی هیچ ۱
چرا ز لعل لب آبدار خود کامم
شبی ز روی ارادت روا نکردی هیچ ۲
طبیب درد منی راست گو که از چه سبب
ز روز وصل دلم را دوا نکردی هیچ ۳
به لطف با همه کس در میان و بس شادان
به بخت ما بجز از ماجرا نکردی هیچ ۴
بسی خطاب کشیدم ز روز هجرانت
به وصل ما تو به غیر از خطا نکردی هیچ ۵
چو سرو ناز خرامیده ای میان چمن
نظر ز روی عنایت به ما نکردی هیچ ۶
تو پادشاه جهانی و من گدای غریب
ترحمی ز چه رو بر گدا نکردی هیچ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۹ - بر دست پیچ آن سر زلفین پیچ پیچ
گوهر بعدی:شماره ۳۹۱ - کار عالم همه هیچست چو هیچست به هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.