خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و فراق معشوق خود میگوید و ابراز میکند که حاضر است همه چیز را فدای او کند. او از انتظار کشیدن و رنج فراق مینالد و اطاعت بیقید و شرط خود از معشوق را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۰۴۳ - گفته بودی از لبت درمان کنم
گفته بودی از لبت درمان کنم
وز وصالت یک شبی مهمان کنم ۱
از در بختم درآ بی انتظار
تا جهان در پای تو قربان کنم ۲
تا به کی من دیده بی خواب را
در فراق روی تو گریان کنم ۳
تا به چند آخر دل غمدیده ام
بر سر نار غمت بریان کنم ۴
در فراق روی خوبت تا به کی
انتظار وعده جانان کنم ۵
کرده ای فرمان به جانم بنده ام
من ز جان و دل تو را فرمان کنم ۶
سرو را گر هست جای اندر سر آب
من تو را مأوا میان جان کنم ۷
وز وصالت یک شبی مهمان کنم ۱
از در بختم درآ بی انتظار
تا جهان در پای تو قربان کنم ۲
تا به کی من دیده بی خواب را
در فراق روی تو گریان کنم ۳
تا به چند آخر دل غمدیده ام
بر سر نار غمت بریان کنم ۴
در فراق روی خوبت تا به کی
انتظار وعده جانان کنم ۵
کرده ای فرمان به جانم بنده ام
من ز جان و دل تو را فرمان کنم ۶
سرو را گر هست جای اندر سر آب
من تو را مأوا میان جان کنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۲ - پیش رویش جان و دل قربان کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۴ - تا به کی درد غمت پنهان کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.