ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت هفدهم - معنی و حقیقت غیبت
و کلام در آن، یا در حقیقت و معنی آن است یا گناه و مفاسد آن، یا معالجه و کفاره آن، یا آنچه استثناء شده و تجویز آن شده است از افراط آن، یا در بیان ضد آن است. سعدی : مثنویات
شماره ۲۸ - قیمت عمر اگر بداند مرد
قیمت عمر اگر بداند مرد ملا احمد نراقی : باب چهارم
ممدوح بودن خصومت در حق شرعی
و مخفی نماند که کسی که به جهت استیفای مقصود خود در صدد خصومت برمی آید اگر مقصود او حق مالی باشد یا حق ثابتی دیگر که شرعا مستحق آن بوده باشد، آن خصومت مذموم نیست، بلکه به مقتضای غیرت، ممدوح است بلکه آن خصومتی که مذموم است، در طلب چیزی است که باطل و به غیر حق باشد یا یقین به حقیت آن و استحقاق نداشته باشد، مثل: خصومتی که وکیل «دارالقضاء می کند چون او پیش از آنکه بداند حق با کدام طرف است از طرف یکی وکیل می شود و دامن خصومت بر میان می زند و بدون علم و یقین، از یک جانب گفتگو می کند و به این در و آن در می زند و مال مسلمانان را ضایع می کند و بدون عوض و غرض، و زر و وبال غیر را متحمل می گردد و چنین کس، زیانکارترین مردمان، و احمق ترین ایشان است. رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ اى ملّکناهم، فذکر بلفظ المیراث لانّه اورثهم ذلک بهلاک اهلها من العمالقة. ربّ العالمین جلّ جلاله قبطیان و عمالقه که ساکنان زمین قدس بودند از آن زمین برداشت، و ایشان را هلاک کرد، و بنى اسرائیل را بجاى ایشان نشاند، و دیار و اموال ایشان بدست اینان باز داد، و منت خود در یاد ایشان داد که: پس از آنکه مستضعفان و زبون گرفتگان ایشان بودند خلیفتان ایشان گشتند، و بسراى و وطن ایشان فرو آمدند، و در میان از و نعیم ایشان نشستند، فذلک قوله تعالى: وَ نَعْمَةٍ کانُوا فِیها فاکِهِینَ کَذلِکَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ. فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
حاصل عشق
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۷۳ - جانا! می خور که چون گل تازه شکفت
جانا! می خور که چون گل تازه شکفت فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۷۵ - بر دو عالم دامن همت توان افشاند لیک
بر دو عالم دامن همت توان افشاند لیک ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۲۷ - ای رخ زیبای تو رشک سمن
ای رخ زیبای تو رشک سمن احمد شاملو : آیدا در آینه
تکرار
جنگلِ آینهها به هم در شکست ملا احمد نراقی : باب چهارم
اعانت به ظالم و راضی به فعل او شدن
و بدان که ظلم و ستم، مذموم، و فاعل آن در دنیا و آخرت معذب و ملوم است و همچنین هر که اعانت کند ظالمی را در ظلمی که می کند، یا راضی به فعل و عمل او باشد، یا سعی در خدمات برآمدن مقاصد او کند، او نیز مثل ظالم است در گناه و عقوبت. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۱۳ - تبسمی پی دشنام تلخ در کارست
تبسمی پی دشنام تلخ در کارست احمد شاملو : باغ آینه
نیمشب
پنجهی سردِ باد در اندیشهی گزندی نیست زرتشت : وندیدا
فرگرد سیزدهم
بخش یکم ( الف) 1 کدام است آن افریده نیک در میان افریدگان سپند مینو که از نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفیده ی اهریمن را می کشد ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : سگ خار پشت بلند و باریک پوزه ، سگ ونگهاپره که مردم بد زبان دوژاک می نامندش . این است این آفریده نیک در میان آفریدگان سپندمینو که از نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفریده ی اهریمن را می کشد . 3 ای زرتشت ! هرکس سگ خار پشت بلند و باریک پوزه ، سگ ونگهاپره که مردم بد زبان دوژاک می نامندش بکشد ، روان خویش را تا نه پشت می کشد و اگر تاوان گناه خود را در زندگانی این جهانی با پیشکش بردن نیازی نزد سروش ندهد ، راهی به چینودپل نباید . 4 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرکس سگ خار پشت بلند و باریک پوزه ، سگ ونگهاپره که مردم بد زبان دوژاک می نامندش بکشد پاد افره گناهش چیست ؟ اهورمزدا پاسخ داد : هزارتازیانه با اسپهه ـ اشترا ، هزار تازیانه باسرو شو ـ چرن . بخش یکم (ب) 5 کدام است آن آفریده ی بد در میان آفریدگان اهریمن که ز نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفریده ی سپند مینو را می کشد ؟ 6 اهوره مزدا پاسخ داد : دیوی که « زیری مینگوره » نام دارد و مردم بد زبان « زیری میاک » می نامندش . این است آن آفریده ی بد در میان آفریدگان اهریمن که از نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفریده ی سپند مینو را بکشد . 7 ای زرتشت ! هر کس دیوی که « زیری مینگوره » نام دارد و مردم بد زبان « زیری میاک » می نامندش ـ بکشد ، گناهانش در اندیشه و گفتار و کردار ـ بدان گونه که آیین پتت را بجای آورده باشد ـ بخشوده شود و تاوان آن داده شود . بخش دو م 8 هر کس سگ گله ، سگ خانگی یا سگ ولگرد یا سگ پرورده ای را بزند و بکشد ، روان او هنگام رفتن به جهان دیگر ، با شیونی بلند تر از شیون گوسفندی که گرگی در جنگلی بزرگ بدون شبیخون زده باشد ، پرواز کند . 9 . . . هیچ روانی در جهان دیگر با روان از تن جدا شده ی او دیدار نکند و در برابر زوزه و شبیخون دیوان ، به وی یاری نرساند . سگ نگهبان چینود پل در برابر زوزه و شبیخون دیوان ، به وی یاری نرساند . 10 هر گاه کسی سگ گله ای را چنان بزند که از کار بیفتد و یا گوش و یا چنگالش را ببرد و دزد یا گرگی به گلّه دستبرد زند و گوسفندی را برباید و سگ نتواند هیچ گونه هشداری بدهد ، او باید تاوان گوسفند ربوده را بدهد و برا زخمی که بر سگ زده است ، پاد افره گناه زخمی کردن آگاهانه بر او رواست . 11 هر گاه کسی سگ خانگی را چنان بزند که از کار بیفتد و یا گوش و یا چنگالش را ببرد و دزد یا گرگی به خانه دستبرد زند و کالایی را برباید و سگ نتواند هیچ گونه هشداری بدهد ، او باید تاوان کالایی که ربوده را بدهد و برا زخمی که بر سگ زده است ، پاد افره گناه زخمی کردن آگاهانه بر او رواست . 12 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی سگ گلّه ای را چنان بزند که از هوش برود و جان بدهد ، پاد افره گناهش چیست : اهوره مزدا پاسخ داد : هشتصد تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، هشتصد تازیانه با سرو شو ـ چرن . 13 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی سگی خانگی را . . . ( بند 12 با شماره ی هفتصد به جای هشتصد ) 14 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی سگی ولگرد را . . . ( بند 12 با شماره ی ششصد به جای هشتصد ) 15 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی توله سگی را . . . ( بند 12 با شماره ی پانصد به جای هشتصد ) 16 همین پادافره ، کیفرش کشتن سگ « جژو » ، سگ «ویژو » ، سیاه گوش ، سگ اوروپی تیز دندان و روباه تند رو است . همین پادافره ، کیفر کشتن هرگونه سگی جز سگ آبی است . بخش سوم 17 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است سگی که باید آن را سگ گله خواند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : سگی است که تا یک یو جیستی گرداگرد گله می گردد و آن را از گرگ و دزداسداری می کند . 18 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است سگی که باید آن را سگ خانگی خواند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : سگی است که تا یک هاسر گرداگرد گله می گردد و آن را از گرگ و دزد پاسداری می کند . 19 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است سگی که باید آن را سگ ولگرد خواند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : سگی است که هیچ یک از تواناییهای گان دیگر را نشان نمی دهد و تنها در پی تن پروری است . بخش چهارم 20 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ گله خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به سرور بزرگترین خانواده خوراک بد بدهد . 21 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ خانگی خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهورهمزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به سرور خانواده میان مایه خوراک بد بدهد . 22 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ ولگرد خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به آتربانی اشون که به خانه اش بیاید خوراک بد بدهد . 23 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به توله سگی خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به نوجوانی اشون زاده و به پانزده سالگی رسیده ، خوراک بد بدهد . 24 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ گله ای خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : کردار او کردار پشو تنو است و پاد افره اش دویست تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، دویست تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 25 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ خانگی خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : پاد افره گناهش نود تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، نود تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 26 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگی ولگرد خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : پاد افره گناهش هفتاد تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، هفتاد تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 27 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به توله سگی خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : پاد افره گناهش پنجاه تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، پنجاه تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 28 در میان آفریدگان سپند مینو ، این سگ است که اگر بدو خوراک ندهند و همواره سرگرم به کار پاسداری از چیزهایی باشد که بهره ای از آنها بدو نمی رسد ، زودتر از همه پیر و ناتوان می شود . پس او را شیر و چربی و گوشت بیاور که خوراک بایسته اوست . بخش پنجم 29 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر در خانه ی مزداپرستی ، سگی هار یا سگی ناگاه گیر باشد ، مزداپرستان چه باید بکنند ؟ 30 اهوره مزدا پاسخ داد : آنان باید چنبری چوبین به استبری یک اشتی ـ از چوب سخت ـ و یا به ستبری دو اشتی ـ از چوب نرم ـ برگردن او بگذارند و او را از دو سوی آن چنبر به جایی ببندند . 31 . . . اگر چنین نکنند و سگ هار یا سگ ناگاه گیر ، تن گوسفندی را به دندان بگزد یا کسی را زخمی کند ، پاد افره ی گناه خونریزی آگاهانه بر آن سگ رواست . 32 اگر سگی ، گوسفندی را به دندان بگزد یا کسی را زخمی کند ، نخستین با باید گوش راستش را ببرند و دومین بار گوش چپش را . . . 33 . . . سومین بار پای راستش را و چهارمین بار پای چپش را . . . 34 . . . و پنجمین بار دمش را . بنابراین باید چنین سگی را از دو سوی چنبری که بر گردنش می گذارند ، به جایی ببندند . اگر چنین نکنند . . . 35 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر در خانه ی مزداپرستی سگی نابویا یا سگی هار باشد ، مزداپرستان چه باید بکنند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : باید از او نگاهداری کنند و به درمانش بکوشند ؛ همان گونه که درباره ی یکی از پرهیزگاران می کنند . 36 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر آنان به درمان آن سگ بکوشند و با ناکامی روبرو شوند چه باید بکنند ؟ 37 اهوره مزدا پاسخ داد : آنان باید . . . (بند 30) 38 اگر چنین نکنند و سگ نابو در گودال یا چاه یا پرتگاه یا رودخانه یا جویی بیفتد و زخمی شود و سپس بمیرد ، آنان پشو تنو می شوند . بخش ششم 39 ای سپیتمان زرتشت ! من ـ اهوره مزدا ـ آن دارنده جامه و پای پوش بر تن پیوسته ، آن نگاهبان شب زنده دار و تیز دندان را آفریدم که زاده شده است تا خوراک خویش را از مردمان بگیرد و کالا و دارایی آنان را نگاهبانی کند . من ـ اهوره مزدا ـ سگ را با تنی نیرومند و هوشی سرشار برای نبرد با بدکاران و نگاهبانی از کالا و دارایی تو آفریدم . 40 هر آن کس که به بانگ او بیدار شود ، نه دزد و نه گرگ می تواند بی آگاهی او چیزی از خانه وی برباید . گرگ با تن زخم خورده و پاره پاره از خانه ی او دور رانده و گریزان می شود . بخش هفتم 41 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام یک از دو گونه گرگ ـ گرگی که زاده سگی نرینه و گرگی مادینه یا گرگی زاده از گرگی نرینه وسگی مادینه ـ بیشتر تبهکاری می کند و سزاوارتر است کشته شود ؟ اهوره مزداپاسخ داد ؟ از این دو گونه ی گرگ ، آن که از سگی نرینه و گرگی مادینه است بیشتر تبهکاری می کند واز آن یک که از گرگی نرینه و سگی مادینه زاده شده ، سزاوارتر است که کشته شود . 42 این گونه سگان زاده از سگی نرینه و گرگی مادینه ، به سگ گله ، سگ خانگی ، سگ ولگرد ، وسگ پرورده بتازند و گله ها را تباه کنند . چنین سگانی برای گله ها خونریزتر و زیانبارتر و ویرانگرتر از همه ی دیگر سگانند . 43 این گونه گرگان زاده از سگی نرینه و گرگی مادینه ، به سگ گله ، سگ خانگی ، سگ ولگرد ، وسگ پرورده بتازند و گله ها را تباه کنند . چنین گرگانی برای گله ها خونریزتر و زیانبارتر و ویرانگرتر از همه ی دیگر گرگانند . بخش هشتم 44 هر سگی سرشت هشت گونه از مردم را دارد : سرشت آتربان ، ارتشتار ، برزیگر ، خنیاگر آواره ، دزد ، جانور درنده ، روسپی و کودک . 45 همچون آتربان ریزه خوار خوان دیگران است . همچون اتربان سپاسگزار است . همچون آتربان به اسانی خورسند می شود . همچون آتربان تنها خواستار نانپاره است . همچون ارتشتار پیشگام است . همچون ارتشتار به نگاهبانی از بهترین چارپایان نبرد می کند . همچون ارتشتار نخستین کسی است که از خانه بیرون می رود . 46 همچون برزیگر هوشیار و کم خواب است . همچون برزیگر نخستین کسی است که از خانه بیرون می رود . همچون برزیگر واپسین کسی است که به خانه باز می گردد . همچون خنیاگر آواره آوازه خوان است . همچون خنیاگر آواره میهمان ناخوانده است همچون خنیاگر آواره نزار است . همچون خنیاگر آواره بینواست . 47 همچون دزد تاریکی را دوست دارد . همچون دزد در تاریکی پرسه می زند . همچون دزد بی پروا خوراک می خورد . همچون دزد نگاهدارنده ای سست پیمان است . همچون جانور درنده تاریکی را دوست دارد . همچون جانور درنده در تاریکی پرسه می زند . همچون جانور درنده بی پروا خوراک می خورد . همچون جانور درنده نگاهدارنده ای سست پیمان است . 48 همچون روسپی نغمه سرایی می کند . همچون روسپی میهمان ناخوانده است . همچون روسپی در گذرگاهها پرسه می زند . همچون روسپی نزار است . همچون روسپی بینواست . همچون کودک پر خواب است . همچون کودک رمنده است . همچون کودک زبان دراز است . همچون کودک چهار دست و چا راه می رود . بخش نهم 49 اگر آن دو سگ من ـ سگ گله و سگ خانگی ـ گذارشان به خانه ی هریک از مردم اشون من افتد ، هرگز نباید آنها را بیرون رانند ؛ زیرا هیچ خانه ی اهوره افریده ای روی زمین جز با بودن آن دو سگ من ـ سگ گله و سگ خانگی ـ ماندگار نیست . بخش دهم 50 ای دادار جهان استومند ! ای شون ! هنگامی که سگی با مغز استخوان تباه شده و تخمه ی خشکیده بمیرد ، روان او به کجا می رود؟ 51 اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! روانش به سرچشمه ی آبها می رود و در آن جا از هر هزار سگ نرینه و ه هزار سگ مادینه دو سگ آبی ـ یک سگ آبی نرینه و یک سگ ابی مادینه ـ پدید می آید . 52 ای سپیتمان زرتشت ! کسی که سگ آبی را بکشد ، چنان خشکسالی پدید می آورد که چراگاهها را می خشکاند و از آن پس اسایش و باروری و ندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، از آن سرزمسن و از آن کشتزار دور می شود . 53 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کی اسایش و باروری و تندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، دیگر باره بدان سرزمین و بدان کشتزار ها باز می گردد ؟ 54-55 آسایش و باروری و تندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، هرگز بدان سرزمین و بدان کشتزار ها باز نمی گردد ؛ مگر آن که کشنده ی سگ آبی را بکشد و سه شبانروز در برابر آتش فرروزان و برسم دسته بسته ف هوم بر دست گیرند و روان پاک آن سگ را نیاز پیشکش آورند . 56 پس آن گاه آسایش و باروری و تندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، دیگر باره بدان سرزمین و بدان کشتزار ها باز می گردد. احمد شاملو : باغ آینه
مرثيه برای مردگانِ ديگر
۱ مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۳ - غمزهٔ عشقت بدان آرد یکی محتاج را
غَمزهٔ عشقَت بدان آرَد یکی مُحتاج را زرتشت : وندیدا
فرگرد هفتم
بخش یکم 1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپند ترین مینو ! ای دادار جهان استومند !ای اشون ! چون کسی بمیرد در چه هنگامی دروج نسو بر او می تازد ؟ احمد شاملو : باغ آینه
طرح
برای پروین دولتآبادی ملا احمد نراقی : باب چهارم
آداب میهمان
و از برای مهمان نیز آدابی است چند از آن جمله اینکه دعوت برادر مومن را به میهمانی اجابت کند و فرق میان غنی و فقیر نگذارد بلکه به فقیر زودتر وعده دهد و بعد مسافت، مانع وعده دادن او نشود، مگر اینکه بسیار دور باشد. احمد شاملو : باغ آینه
شبانه
به اسماعیل صارمی زرتشت : ویسپرد
کرده یازدهم
1 این هوم را به اهوره مزدا پیشکش میکنیم . این هوم های آماده شده را به تواناترین پیروز مندان گیتی پرور، به شهریاران نیک اَشون ، به شهریار ردان اَشون پیشکش می کنیم . این هوم را به امشا سپندان پیشکش می کنیم . این هوم را به آبهای نیک پیشکش می کنیم . این هوم را به روان خویش پیشکش می کنیم . این هوم را به همه آفرینش اششه پیشکش می کنیم .
صفت هفدهم - معنی و حقیقت غیبت
و کلام در آن، یا در حقیقت و معنی آن است یا گناه و مفاسد آن، یا معالجه و کفاره آن، یا آنچه استثناء شده و تجویز آن شده است از افراط آن، یا در بیان ضد آن است. سعدی : مثنویات
شماره ۲۸ - قیمت عمر اگر بداند مرد
قیمت عمر اگر بداند مرد ملا احمد نراقی : باب چهارم
ممدوح بودن خصومت در حق شرعی
و مخفی نماند که کسی که به جهت استیفای مقصود خود در صدد خصومت برمی آید اگر مقصود او حق مالی باشد یا حق ثابتی دیگر که شرعا مستحق آن بوده باشد، آن خصومت مذموم نیست، بلکه به مقتضای غیرت، ممدوح است بلکه آن خصومتی که مذموم است، در طلب چیزی است که باطل و به غیر حق باشد یا یقین به حقیت آن و استحقاق نداشته باشد، مثل: خصومتی که وکیل «دارالقضاء می کند چون او پیش از آنکه بداند حق با کدام طرف است از طرف یکی وکیل می شود و دامن خصومت بر میان می زند و بدون علم و یقین، از یک جانب گفتگو می کند و به این در و آن در می زند و مال مسلمانان را ضایع می کند و بدون عوض و غرض، و زر و وبال غیر را متحمل می گردد و چنین کس، زیانکارترین مردمان، و احمق ترین ایشان است. رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ اى ملّکناهم، فذکر بلفظ المیراث لانّه اورثهم ذلک بهلاک اهلها من العمالقة. ربّ العالمین جلّ جلاله قبطیان و عمالقه که ساکنان زمین قدس بودند از آن زمین برداشت، و ایشان را هلاک کرد، و بنى اسرائیل را بجاى ایشان نشاند، و دیار و اموال ایشان بدست اینان باز داد، و منت خود در یاد ایشان داد که: پس از آنکه مستضعفان و زبون گرفتگان ایشان بودند خلیفتان ایشان گشتند، و بسراى و وطن ایشان فرو آمدند، و در میان از و نعیم ایشان نشستند، فذلک قوله تعالى: وَ نَعْمَةٍ کانُوا فِیها فاکِهِینَ کَذلِکَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِینَ. فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
حاصل عشق
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۷۳ - جانا! می خور که چون گل تازه شکفت
جانا! می خور که چون گل تازه شکفت فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۷۵ - بر دو عالم دامن همت توان افشاند لیک
بر دو عالم دامن همت توان افشاند لیک ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۲۷ - ای رخ زیبای تو رشک سمن
ای رخ زیبای تو رشک سمن احمد شاملو : آیدا در آینه
تکرار
جنگلِ آینهها به هم در شکست ملا احمد نراقی : باب چهارم
اعانت به ظالم و راضی به فعل او شدن
و بدان که ظلم و ستم، مذموم، و فاعل آن در دنیا و آخرت معذب و ملوم است و همچنین هر که اعانت کند ظالمی را در ظلمی که می کند، یا راضی به فعل و عمل او باشد، یا سعی در خدمات برآمدن مقاصد او کند، او نیز مثل ظالم است در گناه و عقوبت. صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۱۳ - تبسمی پی دشنام تلخ در کارست
تبسمی پی دشنام تلخ در کارست احمد شاملو : باغ آینه
نیمشب
پنجهی سردِ باد در اندیشهی گزندی نیست زرتشت : وندیدا
فرگرد سیزدهم
بخش یکم ( الف) 1 کدام است آن افریده نیک در میان افریدگان سپند مینو که از نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفیده ی اهریمن را می کشد ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : سگ خار پشت بلند و باریک پوزه ، سگ ونگهاپره که مردم بد زبان دوژاک می نامندش . این است این آفریده نیک در میان آفریدگان سپندمینو که از نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفریده ی اهریمن را می کشد . 3 ای زرتشت ! هرکس سگ خار پشت بلند و باریک پوزه ، سگ ونگهاپره که مردم بد زبان دوژاک می نامندش بکشد ، روان خویش را تا نه پشت می کشد و اگر تاوان گناه خود را در زندگانی این جهانی با پیشکش بردن نیازی نزد سروش ندهد ، راهی به چینودپل نباید . 4 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرکس سگ خار پشت بلند و باریک پوزه ، سگ ونگهاپره که مردم بد زبان دوژاک می نامندش بکشد پاد افره گناهش چیست ؟ اهورمزدا پاسخ داد : هزارتازیانه با اسپهه ـ اشترا ، هزار تازیانه باسرو شو ـ چرن . بخش یکم (ب) 5 کدام است آن آفریده ی بد در میان آفریدگان اهریمن که ز نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفریده ی سپند مینو را می کشد ؟ 6 اهوره مزدا پاسخ داد : دیوی که « زیری مینگوره » نام دارد و مردم بد زبان « زیری میاک » می نامندش . این است آن آفریده ی بد در میان آفریدگان اهریمن که از نیمه شب تا دمیدن خورشید ، هزاران آفریده ی سپند مینو را بکشد . 7 ای زرتشت ! هر کس دیوی که « زیری مینگوره » نام دارد و مردم بد زبان « زیری میاک » می نامندش ـ بکشد ، گناهانش در اندیشه و گفتار و کردار ـ بدان گونه که آیین پتت را بجای آورده باشد ـ بخشوده شود و تاوان آن داده شود . بخش دو م 8 هر کس سگ گله ، سگ خانگی یا سگ ولگرد یا سگ پرورده ای را بزند و بکشد ، روان او هنگام رفتن به جهان دیگر ، با شیونی بلند تر از شیون گوسفندی که گرگی در جنگلی بزرگ بدون شبیخون زده باشد ، پرواز کند . 9 . . . هیچ روانی در جهان دیگر با روان از تن جدا شده ی او دیدار نکند و در برابر زوزه و شبیخون دیوان ، به وی یاری نرساند . سگ نگهبان چینود پل در برابر زوزه و شبیخون دیوان ، به وی یاری نرساند . 10 هر گاه کسی سگ گله ای را چنان بزند که از کار بیفتد و یا گوش و یا چنگالش را ببرد و دزد یا گرگی به گلّه دستبرد زند و گوسفندی را برباید و سگ نتواند هیچ گونه هشداری بدهد ، او باید تاوان گوسفند ربوده را بدهد و برا زخمی که بر سگ زده است ، پاد افره گناه زخمی کردن آگاهانه بر او رواست . 11 هر گاه کسی سگ خانگی را چنان بزند که از کار بیفتد و یا گوش و یا چنگالش را ببرد و دزد یا گرگی به خانه دستبرد زند و کالایی را برباید و سگ نتواند هیچ گونه هشداری بدهد ، او باید تاوان کالایی که ربوده را بدهد و برا زخمی که بر سگ زده است ، پاد افره گناه زخمی کردن آگاهانه بر او رواست . 12 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی سگ گلّه ای را چنان بزند که از هوش برود و جان بدهد ، پاد افره گناهش چیست : اهوره مزدا پاسخ داد : هشتصد تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، هشتصد تازیانه با سرو شو ـ چرن . 13 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی سگی خانگی را . . . ( بند 12 با شماره ی هفتصد به جای هشتصد ) 14 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی سگی ولگرد را . . . ( بند 12 با شماره ی ششصد به جای هشتصد ) 15 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! هرگاه کسی توله سگی را . . . ( بند 12 با شماره ی پانصد به جای هشتصد ) 16 همین پادافره ، کیفرش کشتن سگ « جژو » ، سگ «ویژو » ، سیاه گوش ، سگ اوروپی تیز دندان و روباه تند رو است . همین پادافره ، کیفر کشتن هرگونه سگی جز سگ آبی است . بخش سوم 17 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است سگی که باید آن را سگ گله خواند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : سگی است که تا یک یو جیستی گرداگرد گله می گردد و آن را از گرگ و دزداسداری می کند . 18 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است سگی که باید آن را سگ خانگی خواند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : سگی است که تا یک هاسر گرداگرد گله می گردد و آن را از گرگ و دزد پاسداری می کند . 19 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است سگی که باید آن را سگ ولگرد خواند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : سگی است که هیچ یک از تواناییهای گان دیگر را نشان نمی دهد و تنها در پی تن پروری است . بخش چهارم 20 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ گله خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به سرور بزرگترین خانواده خوراک بد بدهد . 21 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ خانگی خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهورهمزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به سرور خانواده میان مایه خوراک بد بدهد . 22 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ ولگرد خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به آتربانی اشون که به خانه اش بیاید خوراک بد بدهد . 23 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به توله سگی خوراک بد دهد گناه او چه اندازه است ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : گناه او همچند گناه کسی است که به نوجوانی اشون زاده و به پانزده سالگی رسیده ، خوراک بد بدهد . 24 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ گله ای خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : کردار او کردار پشو تنو است و پاد افره اش دویست تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، دویست تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 25 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگ خانگی خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : پاد افره گناهش نود تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، نود تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 26 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به سگی ولگرد خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : پاد افره گناهش هفتاد تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، هفتاد تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 27 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که به توله سگی خوراک بد دهد پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : پاد افره گناهش پنجاه تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، پنجاه تازیانه با سرو شو ـ چرن است . 28 در میان آفریدگان سپند مینو ، این سگ است که اگر بدو خوراک ندهند و همواره سرگرم به کار پاسداری از چیزهایی باشد که بهره ای از آنها بدو نمی رسد ، زودتر از همه پیر و ناتوان می شود . پس او را شیر و چربی و گوشت بیاور که خوراک بایسته اوست . بخش پنجم 29 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر در خانه ی مزداپرستی ، سگی هار یا سگی ناگاه گیر باشد ، مزداپرستان چه باید بکنند ؟ 30 اهوره مزدا پاسخ داد : آنان باید چنبری چوبین به استبری یک اشتی ـ از چوب سخت ـ و یا به ستبری دو اشتی ـ از چوب نرم ـ برگردن او بگذارند و او را از دو سوی آن چنبر به جایی ببندند . 31 . . . اگر چنین نکنند و سگ هار یا سگ ناگاه گیر ، تن گوسفندی را به دندان بگزد یا کسی را زخمی کند ، پاد افره ی گناه خونریزی آگاهانه بر آن سگ رواست . 32 اگر سگی ، گوسفندی را به دندان بگزد یا کسی را زخمی کند ، نخستین با باید گوش راستش را ببرند و دومین بار گوش چپش را . . . 33 . . . سومین بار پای راستش را و چهارمین بار پای چپش را . . . 34 . . . و پنجمین بار دمش را . بنابراین باید چنین سگی را از دو سوی چنبری که بر گردنش می گذارند ، به جایی ببندند . اگر چنین نکنند . . . 35 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر در خانه ی مزداپرستی سگی نابویا یا سگی هار باشد ، مزداپرستان چه باید بکنند ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : باید از او نگاهداری کنند و به درمانش بکوشند ؛ همان گونه که درباره ی یکی از پرهیزگاران می کنند . 36 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر آنان به درمان آن سگ بکوشند و با ناکامی روبرو شوند چه باید بکنند ؟ 37 اهوره مزدا پاسخ داد : آنان باید . . . (بند 30) 38 اگر چنین نکنند و سگ نابو در گودال یا چاه یا پرتگاه یا رودخانه یا جویی بیفتد و زخمی شود و سپس بمیرد ، آنان پشو تنو می شوند . بخش ششم 39 ای سپیتمان زرتشت ! من ـ اهوره مزدا ـ آن دارنده جامه و پای پوش بر تن پیوسته ، آن نگاهبان شب زنده دار و تیز دندان را آفریدم که زاده شده است تا خوراک خویش را از مردمان بگیرد و کالا و دارایی آنان را نگاهبانی کند . من ـ اهوره مزدا ـ سگ را با تنی نیرومند و هوشی سرشار برای نبرد با بدکاران و نگاهبانی از کالا و دارایی تو آفریدم . 40 هر آن کس که به بانگ او بیدار شود ، نه دزد و نه گرگ می تواند بی آگاهی او چیزی از خانه وی برباید . گرگ با تن زخم خورده و پاره پاره از خانه ی او دور رانده و گریزان می شود . بخش هفتم 41 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام یک از دو گونه گرگ ـ گرگی که زاده سگی نرینه و گرگی مادینه یا گرگی زاده از گرگی نرینه وسگی مادینه ـ بیشتر تبهکاری می کند و سزاوارتر است کشته شود ؟ اهوره مزداپاسخ داد ؟ از این دو گونه ی گرگ ، آن که از سگی نرینه و گرگی مادینه است بیشتر تبهکاری می کند واز آن یک که از گرگی نرینه و سگی مادینه زاده شده ، سزاوارتر است که کشته شود . 42 این گونه سگان زاده از سگی نرینه و گرگی مادینه ، به سگ گله ، سگ خانگی ، سگ ولگرد ، وسگ پرورده بتازند و گله ها را تباه کنند . چنین سگانی برای گله ها خونریزتر و زیانبارتر و ویرانگرتر از همه ی دیگر سگانند . 43 این گونه گرگان زاده از سگی نرینه و گرگی مادینه ، به سگ گله ، سگ خانگی ، سگ ولگرد ، وسگ پرورده بتازند و گله ها را تباه کنند . چنین گرگانی برای گله ها خونریزتر و زیانبارتر و ویرانگرتر از همه ی دیگر گرگانند . بخش هشتم 44 هر سگی سرشت هشت گونه از مردم را دارد : سرشت آتربان ، ارتشتار ، برزیگر ، خنیاگر آواره ، دزد ، جانور درنده ، روسپی و کودک . 45 همچون آتربان ریزه خوار خوان دیگران است . همچون اتربان سپاسگزار است . همچون آتربان به اسانی خورسند می شود . همچون آتربان تنها خواستار نانپاره است . همچون ارتشتار پیشگام است . همچون ارتشتار به نگاهبانی از بهترین چارپایان نبرد می کند . همچون ارتشتار نخستین کسی است که از خانه بیرون می رود . 46 همچون برزیگر هوشیار و کم خواب است . همچون برزیگر نخستین کسی است که از خانه بیرون می رود . همچون برزیگر واپسین کسی است که به خانه باز می گردد . همچون خنیاگر آواره آوازه خوان است . همچون خنیاگر آواره میهمان ناخوانده است همچون خنیاگر آواره نزار است . همچون خنیاگر آواره بینواست . 47 همچون دزد تاریکی را دوست دارد . همچون دزد در تاریکی پرسه می زند . همچون دزد بی پروا خوراک می خورد . همچون دزد نگاهدارنده ای سست پیمان است . همچون جانور درنده تاریکی را دوست دارد . همچون جانور درنده در تاریکی پرسه می زند . همچون جانور درنده بی پروا خوراک می خورد . همچون جانور درنده نگاهدارنده ای سست پیمان است . 48 همچون روسپی نغمه سرایی می کند . همچون روسپی میهمان ناخوانده است . همچون روسپی در گذرگاهها پرسه می زند . همچون روسپی نزار است . همچون روسپی بینواست . همچون کودک پر خواب است . همچون کودک رمنده است . همچون کودک زبان دراز است . همچون کودک چهار دست و چا راه می رود . بخش نهم 49 اگر آن دو سگ من ـ سگ گله و سگ خانگی ـ گذارشان به خانه ی هریک از مردم اشون من افتد ، هرگز نباید آنها را بیرون رانند ؛ زیرا هیچ خانه ی اهوره افریده ای روی زمین جز با بودن آن دو سگ من ـ سگ گله و سگ خانگی ـ ماندگار نیست . بخش دهم 50 ای دادار جهان استومند ! ای شون ! هنگامی که سگی با مغز استخوان تباه شده و تخمه ی خشکیده بمیرد ، روان او به کجا می رود؟ 51 اهوره مزدا پاسخ داد : ای سپیتمان زرتشت ! روانش به سرچشمه ی آبها می رود و در آن جا از هر هزار سگ نرینه و ه هزار سگ مادینه دو سگ آبی ـ یک سگ آبی نرینه و یک سگ ابی مادینه ـ پدید می آید . 52 ای سپیتمان زرتشت ! کسی که سگ آبی را بکشد ، چنان خشکسالی پدید می آورد که چراگاهها را می خشکاند و از آن پس اسایش و باروری و ندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، از آن سرزمسن و از آن کشتزار دور می شود . 53 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کی اسایش و باروری و تندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، دیگر باره بدان سرزمین و بدان کشتزار ها باز می گردد ؟ 54-55 آسایش و باروری و تندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، هرگز بدان سرزمین و بدان کشتزار ها باز نمی گردد ؛ مگر آن که کشنده ی سگ آبی را بکشد و سه شبانروز در برابر آتش فرروزان و برسم دسته بسته ف هوم بر دست گیرند و روان پاک آن سگ را نیاز پیشکش آورند . 56 پس آن گاه آسایش و باروری و تندرستی و درمان و فراوانی و افزونی و رویش و بالیدن گندم و گیاه ، دیگر باره بدان سرزمین و بدان کشتزار ها باز می گردد. احمد شاملو : باغ آینه
مرثيه برای مردگانِ ديگر
۱ مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۳ - غمزهٔ عشقت بدان آرد یکی محتاج را
غَمزهٔ عشقَت بدان آرَد یکی مُحتاج را زرتشت : وندیدا
فرگرد هفتم
بخش یکم 1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپند ترین مینو ! ای دادار جهان استومند !ای اشون ! چون کسی بمیرد در چه هنگامی دروج نسو بر او می تازد ؟ احمد شاملو : باغ آینه
طرح
برای پروین دولتآبادی ملا احمد نراقی : باب چهارم
آداب میهمان
و از برای مهمان نیز آدابی است چند از آن جمله اینکه دعوت برادر مومن را به میهمانی اجابت کند و فرق میان غنی و فقیر نگذارد بلکه به فقیر زودتر وعده دهد و بعد مسافت، مانع وعده دادن او نشود، مگر اینکه بسیار دور باشد. احمد شاملو : باغ آینه
شبانه
به اسماعیل صارمی زرتشت : ویسپرد
کرده یازدهم
1 این هوم را به اهوره مزدا پیشکش میکنیم . این هوم های آماده شده را به تواناترین پیروز مندان گیتی پرور، به شهریاران نیک اَشون ، به شهریار ردان اَشون پیشکش می کنیم . این هوم را به امشا سپندان پیشکش می کنیم . این هوم را به آبهای نیک پیشکش می کنیم . این هوم را به روان خویش پیشکش می کنیم . این هوم را به همه آفرینش اششه پیشکش می کنیم .