خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است که غم فراق و هجران او را توصیف میکند. شاعر از درد دوری، اشتیاق دیدار و تأثیر عمیق معشوق بر قلب و جان خود سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و هجران نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۳۵ - تا غمت همچو الف در دل ما جا کرده
تا غمت همچو الف در دل ما جا کرده
دل ما ترک هوای غم هر جا کرده ۱
رو به روی غمت آورده و دل برده ز دست
از جهانی شب وصل تو تمنّا کرده ۲
از دو چشمم همه شب خیل خیالت نرود
در درون دل و جان مهر تو مأوا کرده ۳
دل همی جست پناهی و بلای شب هجر
دیده ی جان سر زلفین تو پیدا کرده ۴
نکهت پیرهن یوسف جان می شنوم
چشم یعقوب حزین بوی تو بینا کرده ۵
در تمنّای شب وصل تو شد عمر عزیز
ای بسا جور که هجران تو بر ما کرده ۶
در غم حسرت دیدار تو ای جان جهان
همه شب بخت بدم دیده چو دریا کرده ۷
دل ما ترک هوای غم هر جا کرده ۱
رو به روی غمت آورده و دل برده ز دست
از جهانی شب وصل تو تمنّا کرده ۲
از دو چشمم همه شب خیل خیالت نرود
در درون دل و جان مهر تو مأوا کرده ۳
دل همی جست پناهی و بلای شب هجر
دیده ی جان سر زلفین تو پیدا کرده ۴
نکهت پیرهن یوسف جان می شنوم
چشم یعقوب حزین بوی تو بینا کرده ۵
در تمنّای شب وصل تو شد عمر عزیز
ای بسا جور که هجران تو بر ما کرده ۶
در غم حسرت دیدار تو ای جان جهان
همه شب بخت بدم دیده چو دریا کرده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۴ - ماهتابی هست و ابرش دست پیرامن زده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳۶ - ای سلاطین جهان پیش رخت بنده شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.