خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از فراق و درد دوری از معشوق سخن می‌گوید. شاعر از عشق و جور معشوق شکایت دارد و زیبایی‌های او را توصیف می‌کند. همچنین، از تأثیرات عشق بر طبیعت و محیط اطراف نیز صحبت می‌شود.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا نامناسب باشد. همچنین، درک کامل زیبایی‌های شعر نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۹۶ - شب فراق تو جانا مرا به جان آورد

شب فراق تو جانا مرا به جان آورد
چه عادتست که عشق تو در جهان آورد ۱

که کام دل ز لب لعل خویشتن ندهد
دلم ز جور تو ای جان از آن فغان آورد ۲

فراق روی تو را خود چگونه شرح دهم
سرشک دیده ی ما را چو ناودان آورد ۳

بریده باد زبانش که نام نیک تو را
به عمر خویش به بد گفت و در زبان آورد ۴

حرارتیست چنان آفتاب روی تو را
که آب دیده ز چشم دلم روان آورد ۵

نسیم عنبر سارا دمید صبحدمی
مگر صبا ز سر زلف دوستان آورد ۶

شکست رونق گل در چمن از آن ساعت
که دلبرم رخ زیبا به گلستان آورد ۷

نشست سرو سهی بر بساط خاک از شرم
از آن که قامت رعنا به بوستان آورد ۸

بر آستان که ندارم ز آستان محروم
جهان چو روی محبّت بر آستان آورد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹۵ - باد بویی ز سر زلف پریشان آورد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۷ - صبا بویی ز تو سوی من آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.