خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دلشکستگی و رنجهای عاشقانه میگوید و بیان میکند که دوستی گاه با دشمنی همراه است. او از بیوفایی و نادیده گرفته شدن توسط معشوق شکایت دارد و در پایان، از عرفی میخواهد تا با آه و نالههایش زخمهای دلش را التیام بخشد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و روانشناختی است که درک آنها برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند دلشکستگی و دشمنی در دوستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۵۸ - ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
وین هم قبول کن که به جان دوست دارمت ۱
تاراج عافیت نبود کار دوستان
وبن هم ز دوستی است که دشمن شمارمت ۲
صد ره شکسته ای دلم از جور، هیچ گاه
نگشوده ای نقاب که معذور دارمت ۳
عرفی ز آه و ناله خموشی ، دگر بیا
تا زخم های سینه به ناخن به کارمت ۴
وین هم قبول کن که به جان دوست دارمت ۱
تاراج عافیت نبود کار دوستان
وبن هم ز دوستی است که دشمن شمارمت ۲
صد ره شکسته ای دلم از جور، هیچ گاه
نگشوده ای نقاب که معذور دارمت ۳
عرفی ز آه و ناله خموشی ، دگر بیا
تا زخم های سینه به ناخن به کارمت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷ - شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹ - گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.