خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر غزلی عاشقانه است که در آن شاعر از درد هجران و عشق سخن میگوید. او از آتش درون، اشکهای خونین، و غمهایش مینالد و از معشوق میخواهد که به حالش رسیدگی کند. همچنین، اشارهای به بازی نرد و رقابت عاشقانه دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ادبی نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۱۷۷ - صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من
صبح وصال کی دمد زین شب لاجورد من
شکوه هجر چون کند این دل پر ز درد من ۱
آتش اندرون من در تو اثر نمی کند
هم اثری کند مگر در دل آه سرد من ۲
خون دلم ببین که چون می رود از دو چشم جان
ای دل و دیدگانم از غصّه به روی زرد من ۳
نیک به غور من برس کز غم تو چه می کشم
ور نرسی به غور ما کی برسی به گرد من ۴
با قد همچو سرو ناز ای بت شوخ دلنواز
از لب لعل خویش باز برده خواب و خورد من ۵
ششدر خاروش دگر کرد زیاد داو را
از شش و پنج و چار بین نرد حریف نرد من ۶
شکوه هجر چون کند این دل پر ز درد من ۱
آتش اندرون من در تو اثر نمی کند
هم اثری کند مگر در دل آه سرد من ۲
خون دلم ببین که چون می رود از دو چشم جان
ای دل و دیدگانم از غصّه به روی زرد من ۳
نیک به غور من برس کز غم تو چه می کشم
ور نرسی به غور ما کی برسی به گرد من ۴
با قد همچو سرو ناز ای بت شوخ دلنواز
از لب لعل خویش باز برده خواب و خورد من ۵
ششدر خاروش دگر کرد زیاد داو را
از شش و پنج و چار بین نرد حریف نرد من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷۶ - ای به بالا سرو نازی ای به رخ همچون سمن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷۸ - آن خوشدلی کجا شد و آن روزگار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.