خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از درد دوری معشوق و بیوفایی او مینالد، اما با این حال، امید و عشق خود را حفظ کرده است. او از جان و دل گذشتن برای معشوق را بیان میکند، اما در نهایت احساس زیان و ناامیدی دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و اندوه و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۲۹ - در چمن تا قد آن سرو روانست روان
در چمن تا قد آن سرو روانست روان
خونم از دیده غمدیده روانست روان ۱
گرچه آید سوی ما هم به نثار قدمش
پیش او جان و تن و روح روانست روان ۲
گر دل و جان و تن و روح نباشد درخور
نقد این جمله بگوئیم روانست روان ۳
زندگی بی تو نخواهیم که این جان عزیز
در تنم بی رخ تو بار گرانست گران ۴
بودم اندیشه که او ترک جفا خواهد کرد
آن جفاپیشه چو دیدیم همانست همان ۵
میل او جمله سوی ما به جفا بود و ستم
گرچه کردیم وفا باز برآنست بر آن ۶
میل ما گرچه نداری نکنم قطع طمع
زآنکه در باغ جهان سرو چمانست چمان ۷
غایب از چشم من دلشده زنهار مشو
که تو جانی و جهان زنده به جانست به جان ۸
دل و جان دادم و مهرت بخریدم آخر
سر به سر سود من خسته زیانست زیان ۹
گرچه از کار جهان چشم وفا نتوان داشت
در جهان یار وفادار جهانست جهان ۱۰
خونم از دیده غمدیده روانست روان ۱
گرچه آید سوی ما هم به نثار قدمش
پیش او جان و تن و روح روانست روان ۲
گر دل و جان و تن و روح نباشد درخور
نقد این جمله بگوئیم روانست روان ۳
زندگی بی تو نخواهیم که این جان عزیز
در تنم بی رخ تو بار گرانست گران ۴
بودم اندیشه که او ترک جفا خواهد کرد
آن جفاپیشه چو دیدیم همانست همان ۵
میل او جمله سوی ما به جفا بود و ستم
گرچه کردیم وفا باز برآنست بر آن ۶
میل ما گرچه نداری نکنم قطع طمع
زآنکه در باغ جهان سرو چمانست چمان ۷
غایب از چشم من دلشده زنهار مشو
که تو جانی و جهان زنده به جانست به جان ۸
دل و جان دادم و مهرت بخریدم آخر
سر به سر سود من خسته زیانست زیان ۹
گرچه از کار جهان چشم وفا نتوان داشت
در جهان یار وفادار جهانست جهان ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۸ - چون جهانی را تویی روح و روان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۰ - جان شیرینم تویی دانی که شیرینست جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.