این متن به بیان تأثیرات عمیق عشق و عاشقی میپردازد. عشق به معشوق، فرد را دچار تحولات روحی و عاطفی میکند و او را به جستوجو و تلاش وامیدارد. اشکها و رنجهای عاشق، او را پاک و صیقل میدهد. عشق، فرد را مانند گوی بیسر و بن میکند و او را در مسیر خود خمیده و تسلیم میسازد. در نهایت، عشق به معشوق، فرد را به سرخی و شور میآورد و او را دگرگون میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تسلیم شدن در برابر معشوق ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۰۷ - هر که عزم عشق رویش میکند
عشق رویش همچو مویش میکند ۱
هر که ندهد این جهان را سه طلاق
همچو دزد چار سویش میکند ۲
او نیاید در طلب اما ز شوق
دل به صد جان جستجویش میکند ۳
او نگردد نرم از اشکم ولیک
اشک دایم شست و شویش میکند ۴
هر که از چوگان زلفش بوی یافت
بی سر و بن همچو گویش میکند ۵
هر که در عشقش چو تیر راست شد
چون کمان زه در گلویش میکند ۶
سرخروی او بباید شد به قطع
هر که را عشق آرزویش میکند ۷
سختدل آهن نه بر آتش نگر
تا چگونه سرخ رویش میکند ۸
از درش عطار را بویی رسید
آه از آنجا مشک بویش میکند ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.