نهج البلاغه : خطبه ها
هشدار از غفلت زدگى
و من خطبة له عليهالسلام بعثة النبي بَعَثَهُ حِينَ لاَ عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لاَ مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لاَ مَنْهَجٌ وَاضِحٌ امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۲۰ - لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر خیر نساج قدس الله روحه العزیز
آن مفتی هدایت آن مهدی ولایت آن حارس عقل و شرع آن عارف اصل و فرع آن معطلی حجاج شیخ وقت خیر النساج رحمةالله علیه استاد بسیار مشایخ بوددر بغداد و پیر وقت خویش بود و در وعظ و معاملت بیان شافی داشت و عبارتی مهذب داشت وخلقی وحلمی بغایت و ورع و مجاهدهٔ تمام و نفسی موثر شبلی و ابراهیم خواص در مجلس اوتوبه کردند شبلی را پیش جنید فرستاد حفظ حرمت جنید را و او مرید سری سقطی بود و جنید او را عظیم محترم داشتی و بوحمزه بغدادی در شان اومبالغتی تمام کردی و سبب آنکه او را خیر نساج گفتند آن بود که او از مولود گاه خود به سامره رفت به عزم حج گذرش به کوفه بود چون به دروازهٔ کوفه رسید مرقعی پاره پاره پوشیده بود واو خود سیاه رنگ بود چنانکه هر که او را دیدی گفتی این مرد ابلهی مینماید یکی او را بدید گفت: روزی چند او در کار کشم پیش او رفت و گفت: تو بندهٔ گفت: آری گفت: از خداوند گریختهٔ گفت: آری گفت: ترا نگاهدارم تا بخداوند سپارم او گفت: من خود این میطلبم گفت: عمری است که در آرزوی آنم که کسی یابم که مرا به خداوند سپارد پس او را به خانه برد و گفت: نام توخیراست و او از حسن عقیده که المؤمن لایکذب او را خلاف نکرد با و برفت و او را خدمت کرد پس آنمرد خیر را نساجی آموخت و سالها کار آن مرد کرد و هرگاه که گفتی خیر او گفتی لبیک تا آنگه که آن مرد پشیمان شد که صدق و ادب و فراست او میدید و عبادت بسیار ازو مشاهدهٔ میکرد گفت: من غلط کرده بودم تو بندهٔ من نیستی برو هر جا که خواهی پس او برفت و به مکه شد تا بدان درجه رسید که جنید گفت: الخیر خیرلا ودوستر آن داشتی که او را خیر خواندندی گفتی روا نباشد که برادری مسلمان مرا نامی نهاده باشد و من آن نام بگردانم. عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۶۲ - لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من
لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من ابوالحسن فراهانی : قصاید
شماره ۵ - گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار
گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار سعدی : مفردات
بیت ۵۷
دلت خوش باد و چشم از بخت روشن سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۰۱ - آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند
آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۵۹ - دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ مجد همگر : قطعات
شماره ۲۲ - شاها همای فتح و ظفر روز معرکه
شاها همای فتح و ظفر روز معرکه میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱ - چشمی دارم چو روی شیرین همه آب
چشمی دارم چو روی شیرین همه آب صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۴۸۳ - کیفیت طاعت مطلب از سر هشیار
کیفیت طاعت مطلب از سر هشیار ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٩٩ - نبود مهتری بروز و بشب
نبود مهتری بروز و بشب ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۲۶ - مرا یکسال افزون شد که از لطف
مرا یکسال افزون شد که از لطف مولوی : غزلیات
غزل ۷۸۵ - ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
ما نه زان مُحْتَشَمانیم که ساغَر گیرند ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۱۱ - روی بنمای ایصنم کز شوق جان میسوزدم
روی بنمای ایصنم کز شوق جان میسوزدم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۸۷ - زین باغ بسکه بیثمری آشکاربود
زین باغ بسکه بیثمری آشکاربود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۷ - بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند
بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۴۷ - آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است
آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۳۹ - ای دل چو به کوی وصل گشتی دمساز
ای دل چو به کوی وصل گشتی دمساز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۴۶ - تا نافه زلف مجلس آراست
تا نافه زلف مجلس آراست
هشدار از غفلت زدگى
و من خطبة له عليهالسلام بعثة النبي بَعَثَهُ حِينَ لاَ عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لاَ مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لاَ مَنْهَجٌ وَاضِحٌ امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۲۰ - لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد
لب لعلت به لطافت گرو از جان ببرد عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر خیر نساج قدس الله روحه العزیز
آن مفتی هدایت آن مهدی ولایت آن حارس عقل و شرع آن عارف اصل و فرع آن معطلی حجاج شیخ وقت خیر النساج رحمةالله علیه استاد بسیار مشایخ بوددر بغداد و پیر وقت خویش بود و در وعظ و معاملت بیان شافی داشت و عبارتی مهذب داشت وخلقی وحلمی بغایت و ورع و مجاهدهٔ تمام و نفسی موثر شبلی و ابراهیم خواص در مجلس اوتوبه کردند شبلی را پیش جنید فرستاد حفظ حرمت جنید را و او مرید سری سقطی بود و جنید او را عظیم محترم داشتی و بوحمزه بغدادی در شان اومبالغتی تمام کردی و سبب آنکه او را خیر نساج گفتند آن بود که او از مولود گاه خود به سامره رفت به عزم حج گذرش به کوفه بود چون به دروازهٔ کوفه رسید مرقعی پاره پاره پوشیده بود واو خود سیاه رنگ بود چنانکه هر که او را دیدی گفتی این مرد ابلهی مینماید یکی او را بدید گفت: روزی چند او در کار کشم پیش او رفت و گفت: تو بندهٔ گفت: آری گفت: از خداوند گریختهٔ گفت: آری گفت: ترا نگاهدارم تا بخداوند سپارم او گفت: من خود این میطلبم گفت: عمری است که در آرزوی آنم که کسی یابم که مرا به خداوند سپارد پس او را به خانه برد و گفت: نام توخیراست و او از حسن عقیده که المؤمن لایکذب او را خلاف نکرد با و برفت و او را خدمت کرد پس آنمرد خیر را نساجی آموخت و سالها کار آن مرد کرد و هرگاه که گفتی خیر او گفتی لبیک تا آنگه که آن مرد پشیمان شد که صدق و ادب و فراست او میدید و عبادت بسیار ازو مشاهدهٔ میکرد گفت: من غلط کرده بودم تو بندهٔ من نیستی برو هر جا که خواهی پس او برفت و به مکه شد تا بدان درجه رسید که جنید گفت: الخیر خیرلا ودوستر آن داشتی که او را خیر خواندندی گفتی روا نباشد که برادری مسلمان مرا نامی نهاده باشد و من آن نام بگردانم. عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۶۲ - لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من
لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من ابوالحسن فراهانی : قصاید
شماره ۵ - گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار
گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار سعدی : مفردات
بیت ۵۷
دلت خوش باد و چشم از بخت روشن سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۰۱ - آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند
آمد خزان نسیم گل و یاسمن نماند محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۵۹ - دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ مجد همگر : قطعات
شماره ۲۲ - شاها همای فتح و ظفر روز معرکه
شاها همای فتح و ظفر روز معرکه میرداماد : رباعیات
شماره ۱۱ - چشمی دارم چو روی شیرین همه آب
چشمی دارم چو روی شیرین همه آب صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۴۸۳ - کیفیت طاعت مطلب از سر هشیار
کیفیت طاعت مطلب از سر هشیار ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٩٩ - نبود مهتری بروز و بشب
نبود مهتری بروز و بشب ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۲۶ - مرا یکسال افزون شد که از لطف
مرا یکسال افزون شد که از لطف مولوی : غزلیات
غزل ۷۸۵ - ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
ما نه زان مُحْتَشَمانیم که ساغَر گیرند ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۱۱ - روی بنمای ایصنم کز شوق جان میسوزدم
روی بنمای ایصنم کز شوق جان میسوزدم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۸۷ - زین باغ بسکه بیثمری آشکاربود
زین باغ بسکه بیثمری آشکاربود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۷ - بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند
بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۴۷ - آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است
آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۳۹ - ای دل چو به کوی وصل گشتی دمساز
ای دل چو به کوی وصل گشتی دمساز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۴۶ - تا نافه زلف مجلس آراست
تا نافه زلف مجلس آراست