خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از مولانا بیانگر درد و سوز عشق است که شاعر را مانند شمع میسوزاند و تمام وجودش را تحت تأثیر قرار میدهد. او خود را مانند عندلیب در گلشن تصویر میکند که دیگر به آب و هوا نیاز ندارد. عشق او را به سوی خود میکشد و وجودش را دگرگون میسازد. شاعر از فراق و دوری معشوق رنج میبرد و تنها زبانش محرم رازهای دلش است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
شماره ۱۹ - عشقت چو شمع سوخت سراپا تن مرا
عشقت چو شمع سوخت سراپا تن مرا
چون موم و رشته پیرهن و دامن مرا ۱
سوز درون گداخته از بس که جان من
با هم شمرده تن نخ پیراهن مرا ۲
من عندلیب گلشن تصویر گشتهام
در کار نیست آب و هوا گلشن مرا ۳
موری به کام دانهای از حاصلم برد
کو برق تا به باد دهد خرمن مرا ۴
چون آتشی که میل به خاشاک میکند
عشق تو میکشد سوی خود دامن مرا ۵
ای دیده باددستی بیصرفه درگذار
خالی مکن ز خون جگر معدن مرا ۶
غیر از هما که طعمه شدش استخوان من
پیدا نکرده است کسی مسکن مرا ۷
من صیدم و رضا به قضای تو دادهام
بیرون ز طوق خویش مکن گردن مرا ۸
در واجبات عشق همین بس کز آب تیغ
تعلیم داده دست ز جان شستن مرا ۹
دیدم تو را و دست و نگاهم ز کار رفت
محروم ساخت وصل تو گلچیدن مرا ۱۰
غیر از زبان که محرم غمخانه دل است
قصاب پی نبرد کسی مخزن مرا ۱۱
چون موم و رشته پیرهن و دامن مرا ۱
سوز درون گداخته از بس که جان من
با هم شمرده تن نخ پیراهن مرا ۲
من عندلیب گلشن تصویر گشتهام
در کار نیست آب و هوا گلشن مرا ۳
موری به کام دانهای از حاصلم برد
کو برق تا به باد دهد خرمن مرا ۴
چون آتشی که میل به خاشاک میکند
عشق تو میکشد سوی خود دامن مرا ۵
ای دیده باددستی بیصرفه درگذار
خالی مکن ز خون جگر معدن مرا ۶
غیر از هما که طعمه شدش استخوان من
پیدا نکرده است کسی مسکن مرا ۷
من صیدم و رضا به قضای تو دادهام
بیرون ز طوق خویش مکن گردن مرا ۸
در واجبات عشق همین بس کز آب تیغ
تعلیم داده دست ز جان شستن مرا ۹
دیدم تو را و دست و نگاهم ز کار رفت
محروم ساخت وصل تو گلچیدن مرا ۱۰
غیر از زبان که محرم غمخانه دل است
قصاب پی نبرد کسی مخزن مرا ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - صیاد به من تنگ چنان کرده قفس را
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.