خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر غم و اندوه ناشی از دوری از معشوق و ستایش عشق و بیاعتباری عقل در برابر آن است. همچنین، اشارهای به نعمتالله و یاد او دارد.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند 'اشک خونآلود' و 'غم دوری' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۷۴۰ - آب چشم ما به هر سو رو نهاد
آب چشم ما به هر سو رو نهاد
اشک خون آلود ما بر رو نهاد ۱
جز خیال روی او نقشی ندید
دیدهٔ ما تا نظر را برگشاد ۲
تا ببوسد خاک پایش آفتاب
بر سر کویش رسید و سر نهاد ۳
داد ساقی داد سرمستان تمام
زاهد مخمور را جامی نداد ۴
ای که گوئی عقل استادی خوشست
عقل مزدور است و عشقش اوستاد ۵
لحظه ای بی او نمی خواهیم عمر
جان ما بی عشق او یک دم مباد ۶
نعمت الله رفت یاد او به خیر
یاد بادا نعمت الله یاد باد ۷
اشک خون آلود ما بر رو نهاد ۱
جز خیال روی او نقشی ندید
دیدهٔ ما تا نظر را برگشاد ۲
تا ببوسد خاک پایش آفتاب
بر سر کویش رسید و سر نهاد ۳
داد ساقی داد سرمستان تمام
زاهد مخمور را جامی نداد ۴
ای که گوئی عقل استادی خوشست
عقل مزدور است و عشقش اوستاد ۵
لحظه ای بی او نمی خواهیم عمر
جان ما بی عشق او یک دم مباد ۶
نعمت الله رفت یاد او به خیر
یاد بادا نعمت الله یاد باد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۹ - عاشقی کو سر به پای ما نهاد
گوهر بعدی:غزل ۷۴۱ - ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.