خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و معنوی، درخواست از خدا برای بخشش و همراهی با دل بیکینه است. شاعر از رازهای دل و سکوت خود سخن میگوید و بیان میکند که بدون حضور معشوق، هیچ شادی و شکوفایی وجود ندارد. همچنین، اشارهای به عرفان و مستی معنوی دارد و از فنا شدن در حضورش میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی معنوی و فنا شدن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴ - خدا را صاف کن با ما دل بی کینه ی خود را
خدا را صاف کن با ما دل بی کینه ی خود را
مدار از خاکساران در غبار آیینه ی خود را ۱
دلم گنجینه ی رازست و بر لب مهر خاموشی
که پیش غیر نگشایم در گنجینه ی خود را ۲
نخواهد غنچه ی بختم شکفت ایشاخ گل بیتو
اگر صد چاک سازم چون گریبان سینه ی خود را ۳
امام شهر اگر کیفیت بزم تو دریابد
زمین تاک سازد مسجد آدینه ی خود را ۴
بیکدم شادمانی از بلا آسوده نتوان شد
چو خواهم یاد کرد آخر غم دیرینه ی خود را ۵
دلا امروز اگر خوش حالتی داری غنیمت دان
مبین ناکامی فردا و کام دینه ی خود را ۶
اگر یابد فغانی یکسر مو بویی از مستی
بسوزد در حضورت خرقه ی پشمینه ی خود را ۷
مدار از خاکساران در غبار آیینه ی خود را ۱
دلم گنجینه ی رازست و بر لب مهر خاموشی
که پیش غیر نگشایم در گنجینه ی خود را ۲
نخواهد غنچه ی بختم شکفت ایشاخ گل بیتو
اگر صد چاک سازم چون گریبان سینه ی خود را ۳
امام شهر اگر کیفیت بزم تو دریابد
زمین تاک سازد مسجد آدینه ی خود را ۴
بیکدم شادمانی از بلا آسوده نتوان شد
چو خواهم یاد کرد آخر غم دیرینه ی خود را ۵
دلا امروز اگر خوش حالتی داری غنیمت دان
مبین ناکامی فردا و کام دینه ی خود را ۶
اگر یابد فغانی یکسر مو بویی از مستی
بسوزد در حضورت خرقه ی پشمینه ی خود را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانه ی خود را
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - آه کامشب دیده ام خوابی که میسوزد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.