خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به رابطهٔ عمیق و روحانی بین انسان و معشوق (یا خدا) میپردازد. شاعر از تشبیهاتی مانند پیراهن، تن، جان و کفن استفاده میکند تا وحدت و پیوند میان خود و معشوق را بیان کند. همچنین، اشارهای به رنجهای عاشقانه و پذیرش مرگ در راه عشق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند مرگ و رنج عاشقانه ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۱۰۷ - تن پاکت که زیر پیرهن است
تن پاکت که زیر پیرهن است
وحده لاشریک له چه تن است ۱
هست پیراهنت چو قطرهٔ آب
که تنگ گشته برگل و سمن است ۲
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است ۳
تازیم در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است ۴
دل بسی بردهای نکو بشناس
آنکه خسته تر است ازان من است ۵
اندرا و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است ۶
وحده لاشریک له چه تن است ۱
هست پیراهنت چو قطرهٔ آب
که تنگ گشته برگل و سمن است ۲
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است ۳
تازیم در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است ۴
دل بسی بردهای نکو بشناس
آنکه خسته تر است ازان من است ۵
اندرا و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - گرفته در بر اندام تو سیم است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.