فریدون مشیری : ریشه در خاک
در آیینه اشک...
بی تو، سی سال، نفس آمد و رفت، ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۲۷ - داستان عشق و گنده پیر و سگ گریان
دستور گفت: چنین آورده اند که وقتی جوانی بود با جمالی وافر و نعمتی فاخر، جهاندیده و گرم و سرد چشیده، خدمت ملوک و سلاطین کرده و مباشرت اشغال دیوانی و اعمال سلطانی نموده و ملوک روزگار به حکم وفور ادب و علو نسب او را عزیز داشتندی. روزی بر سبیل تنزه و تفکه بر ممر شاهراهی، طارمی دید مرتفع و رواقی متسع برکشیده. چنانکه عادت باشد نظر کردن به ابنیه عالیه و مساکن مرتفعه، چون بر بالای منظر نگریست، دختری دید چون حور در قصور و چون ولدان و غلمان در جنان. نور جمالش جهان منور کرده و بوی زلفش عالم را معطر و مبخر گردانیده. با چشم غزال و سحر حلال و سلاست آب زلال و لطافت باد شمال. چون آفتاب در جوزا و ماه در سرطان، بر طرف منظر تکیه زده و عکس رویش عالم را روشن گردانیده. جوان چون آن حسن و لطافت و لطف و ظرافت بدید، واله و متحیر شد و با خود گفت: مگر زهره زهرا از قبه خضرا به پست آمده است یا ملک از فلک قصد مرکز زمین کرده است: شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۰۹ - گوهر ار جویی بیا دریا طلب
گوهر ار جویی بیا دریا طلب اسیری لاهیجی : ملحقات
شماره ۱۵ - آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شد
آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۰۷ - دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۲۶ - ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۶۶ - خیز تا فتنهیی برانگیزیم
خیز تا فِتْنهیی بَرانگیزیم سعدی : غزلیات
غزل ۳۱۹ - هر که بی دوست میبرد خوابش
هر که بی دوست میبرد خوابش نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۹۷ - ما ابر گهر باریم هی هی جبلی قم قم
ما ابر گهر باریم هی هی جبلی قم قم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۱۶ - نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو
نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو نهج البلاغه : حکمت ها
شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنیا
وَ قَالَ عليهالسلام إِذَا أَقْبَلَتِ اَلدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۵۹ - به شاهد لغت ارزیز، بمعنی قلعی
گرچه زردست همچو زر پشیز ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۶۷ - هر روز دلم را اسیر خالی باشد
هر روز دلم را اسیر خالی باشد عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۵۶ - علیالصباح که نرگس پیاله بردارد
علیالصباح که نرگس پیاله بردارد فردوسی : فردوسی
هجونامه (منتسب)
نظامی عروضی در کتاب چهارمقاله آورده که چون فردوسی از ناچیزی صلهٔ سلطان محمود غزنوی رنجید از غزنه گریخت و به طبرستان نزد سپهبد شهریار از آل باوند رفت و محمود را هجا گفت. اما به خواست سپهبد آن هجونامه را نابود کرد و تنها شش بیت از آن باقی ماند که نظامی عروضی آن را در چهارمقاله نقل کرده است. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۳۸ - بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن مولوی : دفتر اول
بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
بِشْنَوید ای دوستان این داستان حافظ : غزلیات
غزل ۱۳۸ - یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد ابوالحسن فراهانی : مفردات
شماره ۱۵ - دگر ز هجر که نالم که در کنار منی تو
دگر ز هجر که نالم که در کنار منی تو رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۱ - عُمرم همه صرف شد در این خونخواری
عُمرم همه صرف شد در این خونخواری
در آیینه اشک...
بی تو، سی سال، نفس آمد و رفت، ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۲۷ - داستان عشق و گنده پیر و سگ گریان
دستور گفت: چنین آورده اند که وقتی جوانی بود با جمالی وافر و نعمتی فاخر، جهاندیده و گرم و سرد چشیده، خدمت ملوک و سلاطین کرده و مباشرت اشغال دیوانی و اعمال سلطانی نموده و ملوک روزگار به حکم وفور ادب و علو نسب او را عزیز داشتندی. روزی بر سبیل تنزه و تفکه بر ممر شاهراهی، طارمی دید مرتفع و رواقی متسع برکشیده. چنانکه عادت باشد نظر کردن به ابنیه عالیه و مساکن مرتفعه، چون بر بالای منظر نگریست، دختری دید چون حور در قصور و چون ولدان و غلمان در جنان. نور جمالش جهان منور کرده و بوی زلفش عالم را معطر و مبخر گردانیده. با چشم غزال و سحر حلال و سلاست آب زلال و لطافت باد شمال. چون آفتاب در جوزا و ماه در سرطان، بر طرف منظر تکیه زده و عکس رویش عالم را روشن گردانیده. جوان چون آن حسن و لطافت و لطف و ظرافت بدید، واله و متحیر شد و با خود گفت: مگر زهره زهرا از قبه خضرا به پست آمده است یا ملک از فلک قصد مرکز زمین کرده است: شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۰۹ - گوهر ار جویی بیا دریا طلب
گوهر ار جویی بیا دریا طلب اسیری لاهیجی : ملحقات
شماره ۱۵ - آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شد
آن دلبر پنهانی سرمست بصحرا شد عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۰۷ - دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۲۶ - ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۶۶ - خیز تا فتنهیی برانگیزیم
خیز تا فِتْنهیی بَرانگیزیم سعدی : غزلیات
غزل ۳۱۹ - هر که بی دوست میبرد خوابش
هر که بی دوست میبرد خوابش نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۹۷ - ما ابر گهر باریم هی هی جبلی قم قم
ما ابر گهر باریم هی هی جبلی قم قم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۱۶ - نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو
نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو نهج البلاغه : حکمت ها
شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنیا
وَ قَالَ عليهالسلام إِذَا أَقْبَلَتِ اَلدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۵۹ - به شاهد لغت ارزیز، بمعنی قلعی
گرچه زردست همچو زر پشیز ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۶۷ - هر روز دلم را اسیر خالی باشد
هر روز دلم را اسیر خالی باشد عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۵۶ - علیالصباح که نرگس پیاله بردارد
علیالصباح که نرگس پیاله بردارد فردوسی : فردوسی
هجونامه (منتسب)
نظامی عروضی در کتاب چهارمقاله آورده که چون فردوسی از ناچیزی صلهٔ سلطان محمود غزنوی رنجید از غزنه گریخت و به طبرستان نزد سپهبد شهریار از آل باوند رفت و محمود را هجا گفت. اما به خواست سپهبد آن هجونامه را نابود کرد و تنها شش بیت از آن باقی ماند که نظامی عروضی آن را در چهارمقاله نقل کرده است. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۳۸ - بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن
بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتن مولوی : دفتر اول
بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
بِشْنَوید ای دوستان این داستان حافظ : غزلیات
غزل ۱۳۸ - یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد ابوالحسن فراهانی : مفردات
شماره ۱۵ - دگر ز هجر که نالم که در کنار منی تو
دگر ز هجر که نالم که در کنار منی تو رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۹۱ - عُمرم همه صرف شد در این خونخواری
عُمرم همه صرف شد در این خونخواری