رضی‌الدین آرتیمانی : مقطعات و غزلیات ناتمام
۱۹
چه افسون با من دیوانه کردی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۵ - از ناله نسیمیش به بستان نرسیده
از ناله نسیمیش به بستان نرسیده
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۶۳ - هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی
هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۹۸ - عالم از رنگینی پرواز ما داغ است داغ
عالم از رنگینی پرواز ما داغ است داغ
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۴ - ای از غم تو ناله ی زار همه کس
ای از غم تو ناله ی زار همه کس
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۷۳ - هر کجا بشکفد گلستانی
هر کجا بشکفد گلستانی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۳۷ - مگر شمشیر او امروز آب تازه ای دارد؟
مگر شمشیر او امروز آب تازه ای دارد؟
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۸ - این قدر طول امل ره میدهی در دل چرا
این قدر طول امل ره میدهی در دل چرا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۳ - دلخسته و سینه چاک می‌باید شد
دلخسته و سینه چاک می‌باید شد
فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر
نگار من آن لعبت سیمتن
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۷ - ای کرده به درگه تو جبریل نزول
ای کرده به درگه تو جبریل نزول
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۹۳ - ز شرم آینه رویی در آتشم که مپرس
ز شرم آینه رویی در آتشم که مپرس
خاقانی : قطعات
شماره ۱۱ - خاقانی ار به باره کشد دست بدتر است
خاقانی ار به باره کشد دست بدتر است
عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۶ - مرورا گشت گردن و سر و پشت
مرورا گشت گردن و سر و پشت
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۸۳ - کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد
کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۸۳ - کمال اصفهانی
و هُوَ حکیم کمال الدین زیاد. از فحول حکمای زمان خود برتری داشته و همت بر انزوا و عزلت می‌گماشته. همهٔ اهل تذکره او را توصیف نموده و به فضایل ستوده‌اند. از اوست:
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۳۵ - ای وزیری که به دهر آنچه بود دلخواهت
ای وزیری که به دهر آنچه بود دلخواهت
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۵۹ - در غزل است
لشکر کشید عشق و مرا در میان گرفت
میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۳۰۸ - کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
کس را مسنج جز بترازوی خویشتن
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۹۰ - دل که بی دلبر بود بی جان بود
دل که بی دلبر بود بی جان بود