رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۶ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ طَوْلًا الآیة طول اینجا غنى است و بى‏نیازى و کام، یعنى بى‏نیازى که پیدا بود بر مرد و در زىّ وى، تقول العرب: ما بفلان طائل و لا طول. معنى آیت آنست که: من لم یستطع منکم قدرة و غنى ان ینکح المحصنات، هر که توانایى و بى‏نیازى ندارد، و نتواند که آزاد زنان را بزنى کند، او را حلال است که کنیزک دیگرى بزنى کند، بشرط آنکه کنیزک همدین این مرد آزاد بود. کسایى محصنات بکسر صاد خواند در همه قرآن، مگر آنجا که گفت: وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ که این یکى بفتح صاد خواند. باقى قرّا بفتح صاد خوانند در همه قرآن. امّا من کسر الصّاد فانّه بناه على احصنت بناء الفعل للفاعل و المراد احصنت نفسها بالعفّة و التّزوج. و من فتح الصّاد بناه على احصنت فهى محصنة بناء الفعل للمفعول به، اى احصنها غیرها، امّا الزّوج، و امّا الاسلام، و امّا التّعفف و امّا الولىّ بتزویجها.
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۳۷ - حدیث یار شیرین لب نگنجد در دهان من
حدیث یار شیرین لب نگنجد در دهان من
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۰۷ - پیش از تو دل از جان و جهان برگیرم
پیش از تو دل از جان و جهان برگیرم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۵۰۰ - عاشقی از عاقلی خوشتر بود
عاشقی از عاقلی خوشتر بود
مولوی : غزلیات
غزل ۴۸۴ - هر آنچه دور کند مر تو را ز دوست بد است
هر آنچه دور کُنَد مَر تو را زِ دوستْ بَد است
شاه نعمت‌الله ولی : مثنویات
شماره ۵ - در چنان ملکی ملک باشد چنین
در چنان ملکی ملک باشد چنین
صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۹ - سؤال چهارم
شهان دیدند در ره رهزن و غول
امیر معزی : غزلیات
شماره ۵۱ - آن روی به نیکویی خورشید جهانستی
آن روی به نیکویی خورشید جهانستی
اوحدی مراغه‌ای : رباعیات
رباعی ۹۶ - یارب، جبروت پادشاهیت که دید؟
یارب، جبروت پادشاهیت که دید؟
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۵۴ - در طلسم درد از ما می‌توان بردن اثر
در طلسم درد از ما می‌توان بردن اثر
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۸۸ - دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگری
دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگری
عطار نیشابوری : بیان وادی طلب
حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او
بی‌خودی می‌گفت در پیش خدای
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۶۷۰ - هر کجا صاحبجمالی رو نمود
هر کجا صاحبجمالی رو نمود
مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۴ - ساقی تو شراب لامکان را
ساقی تو شرابِ لامَکان را
صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۹۴ - در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۳۷ - عقد دهم در کشف سر ورع که کاسر سورت حرص و طمع است و کاشف ظلمت اهوا و بدع
ای که بهر شکمت گردن آز
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۱۲۲ - منه انگشت بر حرفم، اگر درد سخن داری
منه انگشت بر حرفم، اگر درد سخن داری
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۱۳ - مجنون که کمال عشق و حیرانی داشت
مجنون که کمال عشق و حیرانی داشت
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۲۷ - چه جان باشد به پیش چشم او دلهای سنگین را
چه جان باشد به پیش چشم او دلهای سنگین را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۶۰ - دل از هجوم نشتر آزار وا شود
دل از هجوم نشتر آزار وا شود